عجیب ترین موجودات کشف شده 2012

عجیب ترین موجودات کشف شده ۲۰۱۲

درحالی که سال میلادی به پایان می رسد، زمان نگاه کردن به گذشته و معرفی دوباره بزرگترین، عجیب ترین و کوچکترین حیواناتی فرا می رسد که در سال ۲۰۱۲ تیتر بسیاری از نشریات را به خود اختصاص دارند.
به گزارش خبرگزاری مهر، کوچکترین قورباغه جهان، لجن بی مغز دارای حافظه، نهنگ قاتل سفید رنگ، چشم غول آسا و چلچراغ گوشتخوار در طی سال جاری که به پایان خود نزدیک می شود، خبرسازترین حیوانات سال بوده اند.

کشف کوچکترین قورباغه جهان

یک تیم تحقیقاتی آمریکایی موفق شدند در منطقه “پاپوآ” در گینه نو گونه ای جدید از قورباغه را کشف کنند که گفته می شود کوچکترین قورباغه جهان است.

احتمال می رود این قورباغه ۷ میلیمتری با نام علمی “پائدوفرین آمائونسیس” کوچکترین دوزیستی باشد که در زمین ساکن است.

ajib patugh.ir  عجیب ترین موجودات کشف شده 2012

...

ادامه نوشته

زندگینامه نیل آرمسترانگ



نیل الدن آرمسترانگ فضانورد آمریکایی متولد ۵ اوت ۱۹۳۰، نخستین انسانی است که طی ماموریت آپولو ۱۱ در ۲۰ ژوئیه ۱۹۶۹ (۲۹ تیر ۱۳۴۸) بر کره ماه گام نهاد.

نخستین پرواز فضایی آرمسترانگ با جمینای۸ در سال ۱۹۶۶ بود که وی به عنوان فرمانده عملیات انجام وظیفه می‌کرد.دومین و آخرین پرواز وی فرماندهی ماموریت آپولو ۱۱ برای فرود بر ماه در ۲۰ ژوئیه ۱۹۶۹ میلادی بود.

آرمسترانگ از نوجوانی به خلبانی علاقه مند شد و در زمانیکه همه جوانان هم سن او به دنبال گرفتن گواهینامه خودرو بودند وی به دنبال پرواز در آسمان بود به طوریکه گواهی پرواز خود را قبل از گواهی رانندگی خودرو گرفت.

ادامه نوشته

چرا باید از مالدیو دیدن کرد؟

 

ادامه نوشته

شعر نو از زبان دانشجو به سبک سهراب

اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم
خرده عقلی
سر سوزن شوقي

اهل دانشگاهم پيشه ام گپ زدن است
گاه گاهي مي نويسم تكليف
مي سپارم به شما
تا به يك نمره ناقابل بيست

كه در آن زندانيست
دلتان زنده شود

ادامه نوشته

جنجال برانگیزترین کتابهای جهان!!


در تمام ادوار کتابهایی بوده اند که به خاطر محتوای مطالبشان در مورد فساد و بدنامی مذهبی، زبان زشت و مستهجن، خشونت، تبعیض نژادی، مسائل جنسی و یا سیاسی جنجالهای زیادی به پا کرده و در این زمینهها مطالب حساسی را به وضوح و یا خیلی تند و افراطی عنوان کرده و همواره از زمان انتشارشان موج شدید مخالفت را از سوی جامعه عمومی، سازمانهای سیاسی و مذهبی متوجه خود ساخته اند.
در این متن قصد داریم جنجال برانگیزترین این کتابها را به شما معرفی کنیم:

1. هاکلبری فین، مارک تواین، 1884
این کتاب تا مدتها کتابی بحث برانگیز به شمار میرفت، رمان مارک تواین تضاد بین رویاهای بی ریا و ساده دوران کودکی و واقعیات بی پرده و ظالمانه را به نمایش میگذارد و به توضیح برابری، مساوات، عدالت و حقوق بشر میپردازد. در این کتاب هاک خودش را به مردن میزند تا به رودخانه فرار کند؛ در آنجا او با برده ای به نام جیم آشنا میشود که او نیز فراری است. آنها با همدیگر به جستجوی آزادی میروند و در هر لحظه از سفرشان مورد آزمایش قرار میگیرند. در حالیکه هاک به دنبال بازگشتن به زندگی بی قیدانه و راحت است، جیم نیز در جستجوی آزادی شخصی میباشد که هیچ وقت در زندگی نداشته. با ورود تام سایر هاک با مشکلی روبرو میشود و سر دوراهی قرار میگیرد که آیا به خانه برگشته و یا به خاطر آزادی جیم زندگی اش را به خطر بیندازد؟!
این کتاب از همان ابتدا به خصوص در قرن بیستم بسیار مورد بحث و مجادله بود؛ چراکه کلمه "کاکاسیاه" بارها به صورت افراطی در داستان استفاده شده است. نوع لهجه و گویش عامیانه داستان نیز مورد انتقاد قرار گرفته بود.
ارنست همینگوی در مورد هاکلبری فین گفته است: این کتاب بهترین کتابی است که تابحال داشتهایم.



2. دنیای جدید را نجات بده (Brave New World)، آلدوس هوکسلی، 1932
این کتاب که در سال 1932 منتشر شد مشهورترین رمان آلدوس هوکسلی به شمار میآید؛ البته مهمترین رمان او نیست. این کتاب بارها مورد اعتراض قرار گرفت و هنوز هم کتابی بحث برانگیز به حساب میآید. هوکسلی در این کتاب دیدگاه خود که بر پایه علم و تکنولوژی است را برای خواننده به نمایش میگذارد. داستان مواد مخدر و دخانیات، تمایلات جنسی و خودکشی رابه تصویر کشیده و خوار و خفیف بودن فرهنگ ایالت متحده را از دید هوکسلی نشان میدهد.


3. کتاب 1984، جورج اورول، 1949
جورج اورول زمانی که به خاط بیماری سل در بستر مرگ قرار داشت، در حال نگارش این کتاب بود. کتاب وضعیت اندوهناک و آینده جامعه ای را به روشنی به نمایش میگذارد که زندگی خصوصی، حقیقت و اراده آزاد از آن رخت بربسته است. او سبکهای زندگی و چگونگی عملکرد دولتها را دوباره نشان داده و دیدگاه تازه ای را در مورد موضوعات مختلف عرضه میکند، موضوعاتی نظیر:
نظام استبدادی، شکنجه، کنترل ذهن، امارات متحده آمریکا، اتحاد جماهیر شوروی، زندگی خصوصی، تکنولوژی، قدرت، احساسات بشری، مذاهب سازمان یافته، سانسور و ممیزی، مسائل جنسی و ...
این کتاب دقیقا از زمان انتشارش و تا به امروز در زمره کتابهای بحث برانگیز به شمار میآمده است.
البته افراد زیادی ادعا کردند کتاب افراطی و غیر طبیعی است؛ چراکه توسط مردی که با آرزوی مرگ در ضمیر ناخودآگاهش دست به گریبان بوده نوشته شده است. تعداد زیادی از خوانندههای آمریکایی نیز عنوان کردند که این کتاب سوسیالیسم دموکراتیک را رد کرده است.



4. ناطور دشت، جی دی سلینجر،1951
این رمان بلافاصله بعد از انتشار در سال1951 بارها در راس پرفروشترینها قرار گرفت. سلینجر در ناطور دشت سه روز از زندگی پسر 16 ساله ای را روایت میکند. کتاب بدوا برای بزرگسالان نوشته شد، اما سرانجام به صورت بخشی از برنامه آموزشی در دبیرستان و کالجها در آمد. ناطور دشت به زبانهای زیادی نیز ترجمه شده است. بنابه دلایلی موضوع کتاب چندین بار به بحث و جدل کشیده شد دلایلی مثل:
توصیف کردن تشویشها و تمایلات جنسی نوجوانان، استفاده از زبان بد و زشتگویی، گرایشات ضد سفید پوستی، خشونت و تعدی افراطی و بیش از حد. هولدن کالفیلد یا همان شخصیت اصلی داستان نمادی برای اعتراض و عصیان به شمار میرود. و بالاخره در سال 1980 وقتی که مارک دیوید چاپمن به جان لنون عضو گروه بیتلز شلیک کرد و او را کشت، این کتاب را دلیلی برای توجیه کارش عنوان کرد.



5. لولیتا، ولادیمیر ناباکوف، 1955
لولیتا اثر ولادیمیر وقتی که در سال 1955 در فرانسه منتشر شد، طوفانی از بحث و جدلها را به سوی خود فرا خواند و از آن زمان تا به حال پشت پرده پنهان مانده است. این کتاب افکار فردی به نام هومبرت با تمایلات جنسی نسبت به کودکان را افشا میکند. هومبرت زندگی خود و همچنین دل مشغولیهایش نسبت به دختر بچهها، مثل دختری دوازده ساله به اسم هنر دالرز را نقل میکند. چاپ این کتاب در فرانسه، بریتانیا، نیوزیلند، آفریقای جنوبی و آرژانتین ممنوع اعلام شد. اما در آمریکا با موفقیتی عظیم مواجه شد و گفته میشود از زمان کتاب بربادرفته اولین کتابی بوده که در سه هفته اول چاپ 100000 نسخه اش فروش رفته است.



6. من میدانم پرندگان فقسی چرا آواز میخوانند، مایا آنجلو، 1970
این کتاب اولین زندگی نامه شخصی از پنج زندگی نامه مایا آنجلو میباشد و در سال 1970 منتشر شده است. عنوان کتاب از "دلسوزی" نوشته پل لاورنس دامبر گرفته شده است و استقامت و پشتکار را حتی در مواجه با ظلم و فشار تشریح میکند. مایا آنجلو در این کتاب شرح حال دوران جوانیاش را ارائه میدهد که سرشار از ضربههای روحی، مصیبت، ناامیدی، نارضایتی و دست آخر استقلال و بی نیازی بوده است. آنجلو به مقوله تبعیض نژادی میپردازد که او و مادربزرگش (علی رغم اینکه مادبزرگش ثروتمند از سفید پوستها بود) را در شهر کوچکشان درگیر کرده بود.
در چندین پاراگراف او شرح میدهد که چگونه زمانی که فقط هشت سال داشت از سوی دوست پسر مادرش مورد تجاوز قرار گرفت. اما تاثیر و نفوذ مادربزرگش در پیروزیهای او در برابر ناملایمات زندگی نقش بسیار پررنگی داشت.
بسیاری از افراد به شکل گرافیکی کتاب که ترسیم کننده جزئیات خشونت، تجاوز و سوءاستفاده جنسی بود، اعتراض کردند. باوجود این کتاب در ابعاد گسترده ای مورد استقبال واقع شد و حتی در مدارس نیز تدریس شد. همچنین به عنوان کاندیدای دریافت جایزه کتاب ملی انتخاب نیز شد.



7. کتاب آشپزی آنارشیست، ویلیام پاول، 1971
یک نمونه کتاب کلاسیک که در سال 1971 چاپ شد و استراتژیهای مفیدی را به مبارزان خشونت و تعدی ارائه میکرد. کتاب چندین بخش را تحت پوشش قرار میدهد که در این بخشها به شرح تظاهرات سازمان یافته، خرابکاری، گروههای خویشاوندی و موضوعاتی دیگر نظیر حمایت کردن از بازماندههای جنایتهای محلی و سلامت روحی میپردازد.
این کتاب خشم ادارات دولتی و گروههای آنارشیست را برانگیخت؛ چرا که آنها احساس میکردند کتاب ایدههای آنارشیستیشان را سوءتعبیر کرده است. دیگران هم به دستورالعملها و توصیههای کتاب ایراد گرفتند و اذعان داشتند که آنها به شدت غیر دقیق و نادرستند. بعدها وقتی که پاول پا به سن گذاشت، سعی کرد که کتابش را سانسور کرده و گفت که این کتاب محصول تصورات ذهنی غلط و شور و هیجان جوانی بوده، به امید اینکه آن را پیش نویس کرده و به ویتنام برای جنگی که بهش اعتقاد نداشت بفرستد.



8. آیات شیطانی، سلمان رشدی، 1989
کتاب سلمان رشدی به خاطر موضوع جنجالیاش بحث و جدلهای بسیاری را در پی داشت. عنوان کتاب یعنی آیات شیطانی به رویدادی اشاره میکند که واقعی بودن یا خیالی بودن آن رویداد را زیر سئوال برده است. رشدی در اظهارات کفرآمیزش نام بدوی شیطان را به نام حضرت محمد نسبت داده و پس از انتشار کتابش و در همان سال در پاکستان شورشهای زیادی به پا شد، تعداد کمی از مردم کشته و تعدادی هم در هند زخمی شدند.
باوجود عذرخواهی کردن سلمان رشدی، آیت الله خمینی رهبر ایران نویسنده را گناهکار دانست و یک میلیون دلار برای قاتل رشدی جایزه تعیین کرد و درصورتی که قاتل ایرانی میبود نیز جایزه به سه میلیون دلار افزایش پیدا میکرد.
پلیس ونزوئلا هم برای کسانی که کتاب را خوانده و یا حتی خریده بودند 15 ماه زندان تعیین کرد. ژاپنیها برای هر کس که چاپ انگلیسی کتاب را میفروخت جریمه ای تعیین کرده و مترجم ژاپنی کتاب گفته بود که به خاطر درگیر شدن در این کتاب مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. فروشندههای آمریکایی کتاب هم به خاطر اینکه به مرگ تهدید شدند، کتاب را از قفسههای کتاب فروشیهایشان خارج کردند. رشدی تقریبا ده سال در خفا و به تنهایی زندگی کرد و این کشمکشها و جنجالها تا به امروز ادامه داشته است.

9. سری کتابهای هری پاتر، جی.کی.رولینگ، 2001
سری کتابهای هری پاتر برای همه شناخته شده است و در زمره داستانهای کودکانه، ماجراجویانه و بیضرر به شمار میروند. با این حال کتاب طی پنج سال گذشته با بحث و جدلهایی همراه بوده است. این بحثها از جانب برخی افراد بوده که اعتقاد داشتند داستانها با درگیرکردن بچهها در نیروهای غیبی و جادوگری آنها را تحت تاثیر قرار میدهد.
این رمانها زندگی یک جادوگر جوان که شیطان لرد ولدرمونت والدین جادوگرش را کشته اند پیگیری میکند. این پسر جوان در روز تولد یازده سالگیاش دعوتی مبنی بر شرکت در مدرسه جادوگری دریافت میکند و هر جلد از کتاب یک سال از زندگی او در این مدرسه را به تصویر میکشد. این کتابها بهانههایی را به دست مخالفان داده اند. بعضی از والدین و گروههای مذهبی احساس میکنند که این کتابها بیش از اندازه بچهها را در عالم رویا و خیال فرو میبرد.



10. رمز داوینچی، دن براون، 2003
کتاب دن براون از همان ابتدا مورد هجوم منتقدان و بحث و جدلها قرار گرفت. زیرا کتاب دید تخیلی به خوانندگان میدهد و شخصیتهای داستان قصد دارند حقایق پنهانی که کلیسای کاتولیک قرنها بر آنها سرپوش گذاشته را فاش کنند. این حقایق شامل: تردید در الوهیت عیسی و تجرد او و احتمال وجود فرزندان و اعقابی از عیسی میشود.
اکثر اعتراضها بر علیه کتاب به گمانهزنی و سوءتعبیر از تاریخ کلیسای کاتولیک رم و سئوالهای اساسی راجع به اعتقادات مسیحیت مربوط میشود. این کتاب به خاطر تشریحات غیر دقیق از تاریخ، جغرافیا، معماری و هنر اروپا نیز مورد اعتراض واقع شده است.
و در آخر باید بگوییم که در این متن نتوانستیم لیست کامل از تمام کتابهای جنجالی که تعدادشان بیشتر از اینهاست تهیه کنیم و البته این 10 کتاب بی شک جنجالیترین کتابهایی بوده که تا به حال چاپ شده اند.



2012 : پایان دنیا   ؟؟؟!!!

 

آیا 2012 پایان جهان خواهد بود؟ روزی که درآن به دلیل وقوع یکی از حوادث طبیعی مانند برخورد یک سیارک به زمین همه انسان ها در سرار  جهان خواهند مرد و حیات بر روی زمین از بین خواهد رفت؟  بدون شک نخستین جوابی که به ذهن بسیاری از ما خطور خواهد کرد "خیر"  خواهد بود. پایان دنیا در این سال غیرممکن است.

اما از کجا اینقدر مطمئنیم؟ چطور می دانیم که این اتفاق هرگز نخواهد افتاد؟ ما با اطمینان از اینکه همیشه کسانی هستند که بیش از ما به برسی چنین مسائلی می پردازند و اگر روزی قرار بر این باشد که چنین اتفاقی بی افتد حتماً جلوی آن را خواهند گرفت به سادگی از آن گذشته و چنین مسائلی را غیرممکن اعلام میکنیم. اما آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده اید که اگر این موضوع حقیقت داشته باشد، به بسیاری از دلایل جوامع و دولت ها از بیان آن خودداری خواهند کرد!؟ آیا میدانید که چنین پروسه ای در طول حیات سیارات کاملاً طبیعی بوده و بارها اتفاق افتاده می افتد؟ تاکنون توجه کرده اید که از مهمترین دلایل انقراض دایناسورها یکی از همین حوادث طبیعی بوده است؟

 

شاید یکی از مشکلات اساسی بسیاری از انسان ها همین موضوع باشد! البته نه سال 2012. بلکه برخورد سطحی و بی توجهی به بسیاری از اتفاقاتی که روزانه در پیرامون آنها در حال وقوع است. عده زیادی بر پایان دنیا در سال 2012 اعتقاد دارند . بد نیست تا پیش از هرگونه پاسخی  مبنی بر قبول یا رد این نظریه نتایج تحقیقات ناسا  که در زیر ارائه شده را نیز در ارتباط با این سال بدانید. قضاوت اینکه آیا 2012 یا 2020 پایان دنیا است یا خیر با شما !

 

 آیا Y2K را به خاطر می آورید؟ به خاطر برنامه ریزی موثر و تحلیل های دقیق و موفقیت آمیز ، این سال بدون ناله و شیون زیادی آمد و رفت. گذشته از اثرات ویژه و احساس برانگیز 21 دسامبر 2012، آن روز پایان دنیا نخواهد بود.

2012 نیز همانند Y2K مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است . برخلاف برخی از عقاید عمومی موجود، پشت پرده پایان دنیا به سرعت آشکار شد. دانشمندان ناسا به سوالات مختلفی که درباره 2012 پرسیده شده پاسخ گفته اند  که در ذیل آورده شده است.

 

سوال: آیا در 2012 تهدیدی برای زمین وجود دارد یا خیر؟ بسیاری از وب سایت ها می گویند که دنیا در دسامبر 2012 پایان خواهد یافت.

 جواب: در 2012 هیچ اتفاق بدی برای زمین رخ نخواهد داد. سیاره مان برای بیش از 4 میلیارد سال به خوبی به حیات خود ادامه خواهد داد. دانشمندان مشهوری در سراسر دنیا تایید کرده اند که در 2012 هیچ تهدیدی برای زمین وجود نخواهد داشت.

 

 

سوال: منشاء این پیش بینی که جهان در 2012 پایان خواهد یافت از کجاست؟

 جواب: داستان از اینجا شروع شد که نیبرو (Nibiru) به سمت زمین در حرکت است. نیبیرو یک سیاره فرضی است که توسط سامریانز عنوان شد. این حادثه اساساً  برای ماه می 2003 پیش بینی شده بود  اما وقتی در آن تاریخ هیچ اتفاقی نیفتاد، روز رستاخیز به دسامبر 2012 تغییر یافت. این دو افسانه با پایان دوره ها در تقویم باستانی مایان (Mayan) مصادف با انقلاب زمستانی (winter solstice) 2012 همزمان شده. از اینرو روز رستاخیز را مصادف با 21 دسامبر 2012  دانستند.

 

 

سوال: آیا تقویم مایان در 21 دسامبر 2012 پایان می یابد؟

 جواب: درست مثل تقویمی که به دیوار آشپزخانه تان آویزان کرده اید و در آن هیچ روزی بعد از 31 دسامیر مشخص نشده، در تقویم مایان نیز هیچ موردی برای روز 21 دسامبر 2012 تعیین نشده. در این تاریخ دوره طولانی مدت مایان پایان می یابد. اما پس از آن _ درست مثل تقویم شما که دوباره در تاریخ 1 ژانویه شروع می شود_ در تقویم مایان نیز دوره طولانی مدت بعدی شروع می شود.

 

 

سوال: آیا پدیده ای مثل یک برخورد عظیم اتفاق خواهد افتاد؟

 جواب: در دهه بعدی هیچ برخورری اتفاق نخواهد افتاد، زمین در 2012 با هیچ جرم آسمانی برخورد نخواهد کرد، حتی اگر برخوردی هم وجود داشته باشد اثرات آن بر روی زمین بسیار ناچیز خواهد بود. زمین و خورشید در ماه دسامبر تقریباً در مرکز کهکشان راه شیری قرار میگیرند و این پدیده ای است که  به طور سالانه اتفاق می افتد.

صحنه ای از motion picture 2012. Courtesy Columbia Pictures

 

دان یومانس (Don Yeomans) دانشمند محقق ارشد ناسا می گوید: "ظاهراً علاقه و توجه زیادی نسبت به اجرام آسمانی، موقعیت و مسیر حرکت آنها در پایان سال 2012 وجود دارد. من عاشق یک کتاب خوب یا یک فیلم مثل the next guy هستم، اما اجرام پرنده در فضای خیالی، تلوزیون و فیلم ها پایه علمی ندارند. حتی اخبار جعلی از ناسا نیز در آنها دیده می شود..."

 

 

سوال: آیا یک سیاره یا کوتوله قهوه ای (brown dwarf) بنام نیبیرو (Nibiru) یا سیاره ایکس (Planet X) یا اریس (Eris) وجود دارد که در حال نزدیک شدن به زمین  و تهدید آن باشد؟

جواب: نیبیرو و داستان های دیگر درباره سیارات متمرد یک برنامه و شوخی اینترنتی بیش نیست و پایه و اساس واقعی ندارد. اگر نیبیرو و سیاره ایکس واقعی بود و قرار بود تا 2012 با زمین برخورد داشته باشد، اخترشناسان حداقل طی دهه گذشته باید آن را شناسایی می کردند و الان نیز با چشم غیر مسلح قابل رویت بود. بدیهی است که چنین چیزی وجود ندارد. اریس واقعیت دارد اما آن یک سیاره کوچک مثل پلوتو (Pluto) است که در حاشیه خارجی منظومه شمسی باقی خواهد ماند. کمترین فاصله ای که تا زمین باید طی کند 4 میلیارد مایل است.

 

 

سوال: تئوری تغییر قطبیت (polar shift) چیست؟ آیا حقیقت دارد که پوسته زمین به دور هسته چرخش 180 درجه دارد که به طور روزانه انجام می گیرد؟

 جواب: واژگونی در چرخش زمین امری محال و غیرممکن است. حرکات آهسته قاره وجود دارد (مثلاً قاره قطب جنوب در صدها میلیون سال قبل در نزدیک استوا قرار داشته) اما اظهار واژگونی قطب ها یک موضوع بی ربط است. هرچند بسیاری از سایت ها برای افراد ساده حرف هایی دارند. آنها اظهار می کنند ارتباطی بین چرخش و قطبیت مغناطیسی زمین وحود دارد که به طورت غیر منظم تغییر می کند.  یک واژگونی مغناطیسی نیز وجود دارد که به طور متوسط هر 400000 سال یکبار بروز می کند. تا جایی که ما می دانیم یک چنین واژگونی مغناطیسی ای هیچ خطری برای حیات روی زمین در بر ندارد. به هر حال وقوع یک واژگونی مغناطیسی تا چند هزاره بعدی غیر محتمل است.

 

زمین به صورت یک مرمر آبی رنگ (Blue Marble): کلکسیون تصاویر Next Generation رنگ سطح کره زمین را با شفافیت زیاد نشان می دهد. این تصویر آمریکای جنوبی را در سپتامبر 2004 نشان می دهد.

 

سوال: آیا زمین در سال  2012 در خطر برخورد با یک شهاب سنگ قرار دارد؟

جواب: زمین همیشه در معرض خطر برخورد دنباله دارها و آستروئیدها (asteroids) بوده است هرچندکه برخوردهای بزرگ بسیار نادر هستند. آخرین برخورد بزرگ مربوط به 65 میلیون سال قبل بود که منجر به انقراض دایناسورها گردید. امروز اخترشناسان ناسا در حال انجام یک بررسی و کاووش به نام «گارد فضایی» (Spaceguard Survey) هستند تا هر آستروئید نزدیک به زمین را خیلی قبل تر از برخوردش با زمین شناسایی کنند. در حال حاضر هیچ آستروئید تهدید کننده ای  - مثل آستروئیدی که دایناسورها را کشت – را شناسایی نکرده اند. تمام کارهای انجام گرفته به صورت علنی همراه با اکتشافات به دست آمده به طور روزانه در وب سایت NEO Program Office website ناسا قرار می گیرد. بنابراین شما می توانید خودتان ببینید که هیچ برخوردی در 2012 برای زمین پیش بنی نشده است.

 

 

سوال: نظر دانشمندان ناسا درباره نامعلوم بودن روز رستاخیز چیست؟

 جواب: برای اظهار نظر درباره هرگونه تغییر دراماتیک و یا ناخوشایند در 2012، علم در کجا قرار گرفته؟شواهد و مدارک آن چیست؟ هیچ چیزی وجود ندارد.  در تمام ادعاهای تخیلی بیان شده در کتاب ها، فیلم ها، مدارک و یا در اینترنت ما نمی توانیم حقیقت وجودی این روز را تغییر دهیم. هیچ مدرک قابل اعتمادی برای هرگونه ادعایی مبنی بر وقوع حادثه غیر عادی در دسامبر 2012 وجود ندارد.

 

منبع : سایت نجوم ایران

ترجمه نعیمه موحدی از سایت رسمی ناسا

مراسم معارفه

 

یه سلام گرم خدمت همشهریان

مراسم معارفه انجمن بهبهانیان مقیم مرکز مهرماه 90

روز پنجشنبه 28ام

ساعت 14

مکان دفتر انجمن بهبهانیان مقیم مرکز

 به آدرس: تهران- خیابان آزادی- روبه روی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران

ساختمان کاوه- طبقه ۴- واحد ۱۳۸- (اگه با اتوبوس تندرو میاین ایستگاه دکتر قریب پیاده شید )                                           

بچه ها لطفا به دوستان همشهری مقیم تهران اطلاع بدید 

 

سخن بزرگان

فرد خلوت نشین می گوید که واقعیت در کتاب ها نیست و فیلسوف آن را پنهان می کند. فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن چون می داند که کسانی که او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج کشیدن در دنیا دچار خواهند شد.

فردریش نیچه

نامه آبراهام لینکلن به آموزگار پسرش


به پسرم درس بدهيداو بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نيستند ، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد ، انسان صديقي هم وجود دارد .

 به او بگوييد ، به ازاي هر سياستمدار خودخواه ، رهبر جوانمردي هم يافت مي شود . به او بياموزيد ، كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست . مي دانم كه وقت مي گيرد ، اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت خويش ، يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد . به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد .

 از پيروز شدن لذت ببرد .

 او را از غبطه خوردن بر حذر داريد .

 به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد .
اگر مي توانيد ، به او نقش موثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد .

 به او بگوييد تعمق كند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود . به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند ، دقيق شود .
به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد .

 به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها ، ملايم و با گردن كش ها ، گردن كش باشد . به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند .
به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند .
ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد . اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند . به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد .
به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست .
به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد .
در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد ة اما از او يك نازپرورده نسازيد .

 بگذاريد كه او شجاع باشد ، به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زيادي است اما ببينيد كه چه مي توانيد بكنيد ، پسرم كودك كم سال بسيار خوبي است.

 پرونده:Abraham Lincoln Tomb Springfield Illiois.jpg

مقبره لینکلن درایلینوی(abraham lincolnشانزدهمین رییس جمهور آمریکا)

تفاوت های مغز زنان و مردان
مغز انسان

وظایف نیمکره راست و چپ مغز

نیمکره راست مسئول تفکرات خیالی و تصورات و هنر است که در خلق ، استنباء احساس و شوخ طبعی نقش دارد.

نیمکره چپ مغز مسئول فعالیتهای منطقی و ظریف و موشکافانه است. خواندن، نوشتن، تجزیه و تحلیل و دانش و مهارت و مدیریت علوم برعهده این بخش از مغز میباشد.

ارتباط قوی بین این دو نیمکره دارای مزیت است. برای مثال نیمکره چپ مغز با پردازشهای نیمکره راست ، بیان بهتری از احساس را ارائه خواهد داد.

ایستموس (isthmus) یا تنگراه، باریکهای از بافت است که نیمکره چپ مغز را به نیمکره راست وصل میکند.

مزیتهای مغز زنان بر مردان

ارتباط عاطفی: ایستموس، در زنان ضخیمتر از مردان است و همین ارتباط قویتر بین دو نیمکره مغز میتواند دلیل موفقیت زنان در برقراری ارتباط عاطفی از طریق زبان باشد.



مهارت گفتاری: کورتکس (قشر مخ) زنان 15 تا 20 بزرگتر از قشر مخ مردان است. این بخش از مغز، مسئول عملکردهای اولیهای مثل سخنرانی، حرکت و استنباط و احساس است. به طور کلی، زنان دارای دانسیته عصبی بیشتری در ناحیه قدامی مغز میباشند که این دربرگیرنده اعمالی چون برنامهریزی، قضاوت و زبان میشود.



احساس درد: زنان نسبت به درد واکنشهای عمیقتر و شدیدتری از خود بروز میدهند. بنابراین درد بیشتری در مقایسه با مردان احساس میکنند.



حافظه: زنان به طور متوسط 7/5 امتیاز در حافظه بالاتر هستند. زنان دارای دید محیطی بهتری میباشند که بـه آنها کمک میکند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیعتری را رمزگشایی کند. زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال میدهند.



تکمیل وظایف: زنان دارای گوش تیزتری میباشند و هنـگام صحبت کردن از واژههای بیشتری استفاده میکنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف به طور مستقل، بهتر از مردان میباشند.



مرور اطلاعات: زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند.



عدم تقسیم کار بین دو نیمکره: هر دو نیمکره راست و چپ مغز زنها با هم روی مشکلات کار می کنند و تقسیم کار بین آنها صورت نگرفته است.



کپی برداری مسئولیتها: اگر یکی از نیمکرههای مغز زنی آسیب ببیند، نیمکره دیگر قادر به کپی کردن تمامی قابلیتهای نیمکره تخریب شده است و میتواند مسئولیت تمامی کارهای زندگی او را به عهده بگیرد.



تمرکز: زنان موضعی میاندیشند و بر روی جزئیات و نکات ظریف تمرکز میکنند.



پیروی از دیگران: زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند. ارزیابی آنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان میباشد.

رضایتمندی در زندگی: زنان برای خانواده و فرزندان ارزش قائل میباشند.



تحمل درد: زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل میکنند.
زنان بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت میدهند. لذا مردان دو برابر زنان بیمار میشوند

خواهان شنونده: وقتی زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان میگذارند، دنبال راه حل نمیگردند، بلکه آنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

مزیتهای مغز مردان بر زنان

اندازه مغز: مغز مردان از نظر فیزیکی بزرگتر است، زیرا اندازه مغز با اندازه بدن مرتبط است. میزان سلولهای مغز مردان 4 درصد بیشتر از زنهاست و مغز آنان 100 گرم سنگینتر است.

علوم و دانش: بخش سفید مغز مسئول ارتباطات درونی مغز است. این بخش ، همه آنچه را که مغز فرا گرفته است، سازماندهی میکند. هر چه ارتباطات بخش سفید مغز بیشتر باشد، فرد باهوش تر است و توانایی سازماندهی، توجه به جزئیات، ارتباطات فضایی و حل مشکلات در او بیشتر خواهد بود. ماده خاکستری مربوط به هوش عمومی در مردان بیش از 6 برابر زنان است.

ذخیره اطلاعات: مردان قادر میباشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را به خاطر بسپارند.

عدم تغییر وضعیت: مغز یک مرد در مقایسه با مغز یک زن، مدت زمان بیشتری احتیاج دارد تا تغییر وضعیت بدهد. هنگامی که خانمی با همسرش مشغول گفتگو درباره مسائل مادی و اقتصادی است و ناگهان بخواهد از احساساتش صحبت کند، میبینند که همسرش حوصله این کار را ندارد؛ زیرا به همان سرعت نمیتواند از وضعیتی به وضعیت دیگر تغییر جهت دهد.



تفکر کامل: مردان موقعیتها و اوضاع را به طور کلی درک میکنند و تفکر کلی و جـامع دارند.



ریسک پذیر: مردان سازنده و خلاق میباشند. آنها ریسک پذیـر بـوده و به دنبال تجربههای جدید میباشند.

اعتماد به نفس: مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند و بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند.



رضایتمندی در زندگی: مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها ارزش قائل اند.

پنهان کردن احساسات: مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان هستند، اما مردان بهتر میتوانند این حس را پنهان سازند.


کتابهایی که خواندنشان در معتبرترین رسانه ها توصیه شده است

هر فهرستی را که میخواهید ببینید، امکان ندارد در آن، از این سه کتاب اسم نبرده باشند؛ این یعنی به نظر خیلی از مخاطبان و منتقدان ادبیات، این سه کتاب همیشه جزو شاهکارها هستند. شما از هر جا بخواهید شروع کنید، اول به اینها برمیخورید.

دن کیشوت؛ آسیاب و خیالات جناب سروانتس
زندگی سروانتس- شاعر و نویسنده اسپانیایی- بالا پایین زیاد داشت. او سفیر پاپ بود. در جنگ با عثمانی دست چپش را از دست داد، اسیر دزدان دریایی شد و مجبور شد 5 سال در الجزایر بردگی کند، در عین بیگناهی به اتهام قتل به زندان افتاد و... . در همان زندان بود که طرح یکی از شاهکارهای ادبیات، یعنی «دن کیشوت» را ریخت. قسمت اول رمان در مدت زمان کمی 6 بار تجدید چاپ شد. او بعد از انتشار چند اثر، قسمت دوم داستان را هم منتشر کرد. دن کیشوت اربابی ماجراجوست که میخواهد با پهلوانی و شوالیهگری به اهدافش برسد و سانچو مهتری است سادهدل و صادق که با او همراه میشود. سروانتس در واقع، این دو شخصیت کاملاً متناقض را در کنار هم قرار داده و نشان میدهد که آنها چطور روی هم تأثیرات متقابل میگذارند.

غرور و تعصب؛ عاقبت خوش سرگرمی
جین آستین بانوی داستاننویس انگلستان است. تمام زندگی جین- خصوصاً بعد از مرگ پدرش- در محیط یکنواخت خانواده پرجمعیتی گذشت که معاشرتشان محدود به یکسری دوستان شهرستانی بود. او بعدها در داستانهایش بارها از این فضاها استفاده کرد. اولین رمانهای جین از داستانهای سرگرمکنندهای که برای خانواده و بچهها میگفت، شکل گرفتند. او بعد از چند داستان، «غرور و تعصب» را نوشت که خوانندهها حسابی از آن استقبال کردند. منتقدان معتقدند شاهکار آستین همین کتاب است. داستان پر است از اتفاقات عادی، شخصیتپردازیهای جذاب و طنزگیرایی که خواننده را تا صفحه آخر دنبال خودش میکشاند.

جنگ و صلح؛ تأثیر خواندنی درد
چهره وحشتناکی که تولستوی در «جنگ و صلح» از مرگ نشان میدهد، ناشی از تأثیری است که دیدن روزهای دردناک احتضار و مرگ برادرش روی او گذاشت. این کتاب، بزرگترین رمان ادبیات روس است که تولد، بلوغ، ازدواج، کهولت و مرگ انسان را تصویر میکند. اگر خوب دقت کنید، میتوانید علاوه بر کلی شخصیت و دنیایی از حوادث و موضوعات، نکات ریز فلسفی و اخلاقی زیادی را در این کتاب کشف کنید.

درست نزدیکیهای سال نو میلادی، بازی «انتخاب بهترین کتاب» شروع میشود؛ بازیای که هر سال، هم بین روزنامههای ادبی آن طرف آب خیلی طرفدار دارد و هم بین انواع سایتها. البته همهمان خوب میدانیم در انتخاب بهترین داستانی که خواندهایم، هیچ معیاری به جز «سلیقه» وجود ندارد؛ پس قاعده خاصی هم برای انتخاب بهترین رمان موجود نیست و قانون بازی توسط هرکدام از برگزارکنندهها مشخص میشود. مثلاً گاردین ممکن است از کاربران اینترنتی نظرسنجی کند یا تایم سراغ نویسندگان بزرگ برود و از آنها بخواهد 100 تا از بهترین کتابهای تاریخ ادبیات را انتخاب کنند و بعد از رأیگیری، فهرست صدتاییاش را رو کند اما بامزه اینجاست که انگار خبرگزاریهای ما چندان با این بازی آشنا نبودند و درست بعد از اینکه یکی از خبرگزاریها فهرست 8 سال پیش گاردین را به عنوان یک خبر داغ روی سایتش گذاشت، بقیه هم به نقل از آن خبرگزاری، همان فهرست را به عنوان بهترین رمانهای سال 2008 به انتخاب گاردین گذاشتند! حالا ما هم خودمان را وارد بازی آنها کردیم و از بین معروفترین فهرستهای چند سال اخیر، فهرستی برایتان انتخاب کردیم. خیلی از روزنامهها و مجلات، این داستان را هر سال تکرار و هر سال هم سعی میکنند با یک ایده تازه آن را خوش رنگ و لعابتر کنند؛ درست مثل یکی دو سال اخیر که فهرستبندی براساس ژانر داستان (عاشقانه، تاریخی و...) با سن (مثلا نوجوانانه) خیلی طرفدار دارد.
گاردین
براداران کارامازوف؛ روس با طعم داستان
شخصیت «الکسی» برادران کارامازوف آنقدر داستایفسکی را به هم ریخته بود که نوشت: «چرا من الکسی را قهرمان داستانم کردهام و وقت خوانندهام را با پرداختن به زندگی او تلف کردم؟ این آدم، آدمی است آشفته، مبهم و البته تعریف نشده...». اما داستان به شدت جناب داستایفسکی را همه دنیا خواندند و کسی هم دراینباره که وقتش تلف شده، حرفی نزد. روسها بعد از این رمان بود که آقای نویسنده را به اندازه تولستوی و تورگینف کبیر تحویل گرفتند.

رابینسون کروزوئه؛ تنها در جزیره
داستان آقای دانیل دیفو و رابینسون بختبرگشته بیشتر از سه قرن است که طرفدار دارد و هنوز هم کسانی هستند که وقتی قرار است بهترین کتاب تمام عمرشان را انتخاب کنند به ماجراجویی جناب کروزوئه رأی بدهند. دیفو این داستان را براساس زندگی الگزاندر سلکرک نوشت که در سال 1704 در جزیرهای گیر میافتد و بعد از نجاتش تقریبا همه انگلیس دربارهاش حرف میزدند. بعد از انتشار داستان، دیفو در اروپا و آمریکا حسابی سر زبانها افتاد و نویسندگان قرنها به شکل کاملاً زیرپوستی از روی دست آقای دیفو داستان نوشتند.

سفرهای گالیور؛ موجودات ناشناخته سویفت
اسم کامل کتاب چیزی در مایههای «سفرهایی به برخی ممالک دور افتاده جهان» در 4بخش، نوشته لموئل گالیور است که او ابتدا در نقش پزشک کشتی و سپس به عنوان ناخداست. همین طول و دراز بودن باعث شده تا بعد از دو قرن حافظه مردم حال و حوصله یدک کشیدن این اسم را نداشته باشد و نام کتاب به «سفرهای گالیور» خلاصه شود. داستان هم درباره همان ناخدا گالیور است که اول سر از سرزمین «لیلیپوت» و آدم کوتولهها و بعد هم از سرزمین «برابدینگ نگ» و غولهای دردسرسازش درمیآورد.

داستانهای چخوف؛ فلسفه، طنز و داستانهای دیگر
چخوف در کتاب «زندگی من» تعریف میکند که «رئیس اداره رک و راست بهام گفت: اگر به خاطر پدر سرشناست نبود مدتها پیش با یه لگد پروازت داده بودم... من هم جواب دادم: قربان من کی هستم که بخواهم از قانون جاذبه تمرد کنم... و بعد شنیدم که تقریباً پشت سرم جیغ کشید: این بابا رو از اینجا بندازید بیرون، اعصاب برام نذاشته». چخوف همین طنز را در داستانهایش هم دارد؛ طنزی که از روحیات کاسبمآبانه طبقه اجتماعیاش ناشی میشد و از همان دوران دانشجوییاش با نوشتن داستانهای طنز در روزنامهها آن را به کار انداخته بود.

آنا کارنینا؛ بانویی برای تمام دوران
درست همان اندازه که «آنا»ی «آناکارنینا» سعی میکند مثل همه مردم «راز ننگآور»ی داشته باشد و آن را برای خودش نگه دارد، جناب تولستوی جوان هم همان اصرار را به باد هوا کردن مایملک پدریاش داشت. اما سر جوانک زود به سنگ خورد و بعد از تجربه خدمت در ارتش، داستاننویسی را با یک کتاب زندگینامهای مانند از داستان زندگی خودش شروع کرد. تا اینکه چیزی حدود 20 سال بعد وقتی در تعطیلات ژانویه در ایستگاه راهآهن منتظر قطار بود، زن جوانی خودش را جلوی قطار پرت کرد. وقتی علت این کار، یک ماجرای عشقی معرفی شد، تولستوی آنا کارنینا را نوشت؛ رمانی که برای او هم شهرت آورد و هم پول.
دیلی تلگراف
دکتر ژیواگو؛ پزشک اشتباهی
شاید اگر خیره سری ناشر ایتالیایی نبود «دکتر ژیواگو» هیچوقت چاپ نمیشد. پاسترناک وقتی متوجه شد نسخه دستنویس دکتر ژیواگو از طریق نمایندهاش در مسکو به دست ایتالیاییها افتاده، هر چه تلاش کرد نتوانست آقای ناشر را مجاب کند که از خیر چاپ آن بگذرد. منتقدان روس بعد از چاپ «دکتر ژیواگو»، پاسترناک را به کلی چیزهای بیربط از جمله بیتفاوتی به انقلاب کبیر شوروی نسبت دادند. حتی کار به جایی رسید که وقتی آکادمی نوبل، تندیس سال 1958 را برای آقای پاسترناک کنارگذاشت، او به خاطر فشارهای دولت، نامهای به آکادمی فرستاد و تندیس نگرفته را پس فرستاد.

زنگها برای که به صدا درمیآیند؛ پیرمرد و قصه
همینگوی درست بعد از این رمان که در حال و هوای جنگهای داخلی اسپانیا میگذشت، روزه سکوت گرفت و 10سال چیزی ننوشت. او استاد مسلم دیالوگنویسی است و در همه کلاسهای داستان نویسی اولین نویسندهای که به بچهها معرفی میشود، همین جناب داستاننویس آمریکایی است. وقتی بعد از 10 سال همینگوی روزهاش را با «پیرمرد و دریا» شکست، همه منتقدان در اینباره اتفاق نظر داشتند که ایکاش مرد زودتر به سرش میزد و دوباره دست به قلم میشد.

صد سال تنهایی؛ زنده باد انزوا
شهری که مارکز در آن به دنیا آمده، کنار یک مزرعه موز و نزدیک محلی به اسم ماکاندو است؛ ماکاندو که محل گشت و گذار بچگی مارکز بوده، در 18 سالگی از عناصر مهم اولین داستانش میشود. «خانه» اولین اسمی بوده که روی این رمان میگذارد. اما به گفته خودش چون نه از زندگی تجربهای داشت و نه از ادبیات بهرهای، آن را تمام نخواهد کرد. تا اینکه بعد از کلی تلاش و بست نشستن در یک اتاق و نوشتن، بالاخره «صد سال تنهایی» را مینویسد. دو سال بعد فرهنگستان فرانسه ترجمه کتاب را به عنوان بهترین کتاب خارجی سال انتخاب کرد.

بر باد رفته؛ مغرور نازپرورده
اسکارلت اوهارا، دختر نازپرورده و مغروری است که به خاطر جنگهای داخلی آمریکا تقریباً همه چیزش را از دست میدهد. در حالی که در عشق به شدت ناکام مانده، یکه و تنها مجبور میشود گلیم خودش و اطرافیان بعضا بیعرضهاش را از آب بیرون بیاورد. شاید اگر پای آسیبدیده مارگارت میچل او را از روزنامهنگاری بازنمیداشت و اتفاقی معاون یک بنگاه انتشاراتی مهم، انبوه کاغذها و نوشتههایش را نمیدید، «بر باد رفته» هیچوقت نوشته نمیشد. استقبال خوانندهها از کتاب بیش از انتظار بود اما مارگارت بعد از انتشار رمان به همان زندگی سادهاش ادامه داد. او در خانه ماند و با حوصله به نامههایش جواب داد و به خاطر رمان، جایزه پولیتزر گرفت. اما در 49 سالگی وقتی با شوهرش از خیابان رد میشد بر اثر تصادف با کامیون از دنیا رفت. این یک پایان غمانگیز برای نویسندهای مثل او بود.

در جستوجوی زمان از دست رفته؛ شرح حال طولانی خودم
مارسل پروست نقطه شروع رمان معاصر فرانسه است. این کتاب طولانی، تنها رمان پروست است که بعد از سالها هنوز مدرن و امروزی به نظر میآید. در ظاهر کتاب به فروپاشی طبقه اشراف و فرانسه رو به زوال میپردازد اما درونمایه کتاب جدال همیشگی انسان با زمان است. پروست گفته است که میکوشد در توصیف انسان نشان دهد که او موجودی دارای طول زمان و طول عمر است. رمان، یک شرح حال است و پروست همه نزدیکانش را به نوعی در آن وارد کرده. یکی از ویژگیهای رمان، توصیفهای قویای هستند که به داستان جان میدهند و آن را زنده میکنند.

آدمکش کور/ مارگارت آتوود
آتوود نویسنده، شاعر و منتقد کانادایی است که در سال 2000 به خاطر آدمکش کور برنده جایزه بوکر شد. گر چه بعضیها میگویند آثار اتوود فمینیستی و ناسیونالیستی است اما واقعیت این است که او در آثارش پیشداوریهای عقیدتی ندارد. در سالهای اخیر او به نمادی از جان گرفتن ادبیات کانادا تبدیل شده. رمان «آدمکش کور» گرهافکنیها و گرهگشاییهای داستانهای کلاسیک و شی محوری داستانهای مدرن را یکجا در خود دارد.

خوشه های خشم/ جان اشتاین بک
چندین رمان اشتاین بک تأثیر زیادی از دوران رکود اقتصادی امریکا در دهه 30 گرفتهاند. خوشههای خشم که به بهترین شکل این رکود را نشان میدهد، او را تبدیل به نویسنده طبقات محروم جامعه کرد. بعضی منتقدان گفتهاند که این رمان کپیبرداری ضعیفی از داستان «ادیسه» است، چون قهرمان مشخصی ندارد. اما حقیقت این است که در خوشههای خشم به جای یک قهرمان خانواده جود قرار گرفته. ماجراهای طول راه شان و عبور از بیابان و رساندن خود به باغهای میوه و مزارع کالیفرنیا مثل داستان هومر مبارزاتی برای زندگی هستند.
تایم
هرگز رهایم مکن؛ قول به سبک سامورایی
این رمان آخرین و ناامیدکنندهترین داستان از نویسنده «بازمانده روز» است؛ داستانی فانتزی که در یک مؤسسه شبیهسازی انسان میگذرد. اما نکته جالب هم همین است که از بین «بازمانده روز» و «وقتی تیم بودیم»، فقط این رمان ایشی گورو جزء بهترینهاست.

دفترچه طلایی؛ یادداشتهای نقرهای مادربزرگ
دوریس لسینگ درست بعد از اینکه جایزه نوبل ادبیات سال گذشته را گرفت به آدم دیگری تبدیل شد؛ پیرزنی که در تمام این سالها کاری جز داستاننویسی با طعم زنانه نداشت، به یکباره شروع کرد درباره همه چیز (از احتمال قتل اوباما گرفته تا محیطزیست) حرف زدن. «دفترچه طلایی» یکی از معروفترین رمانهای خانم نویسنده است که به بت فمینیستهای زمان خودش هم تبدیل شده بود.
رگتایم؛ چند داستان با یک کتاب
«رگتایم چند داستان به هم بافته شده است. به همین دلیل چندبار شروع میشود و چندبار به پایان میرسد...». این کتاب را باید از مقدمهاش بخوانید. چون اگر خیلی حال و حوصله آوانگارد بازیهای جناب دکتروف را نداشته باشید، مقدمه نجف دریابندری هم از سردرگمی نجاتتان میدهد و هم شوق خواندن داستان را به سرتان میاندازد. دکتروف برخلاف اسم غلط اندازش، یک آمریکایی تمامعیار است که در نیویورک متولد شد، داستان نوشت و دست آخر هم حسابی مشهور شد.

بزرگ‏ترین و پیشرفته ‏ترین تلسکوپ جهان

تلسکوپ ال‌بی‌تی (Large Binocular Telescope)(نام اصلی: پروژه کلمبوس Columbus Project) بزرگترین،قوی‌ترین،پیشرفته ترین و دقیق‏ترین تلسکوپ نوری ساخته شده در جهان است که در بلندیهای ۳۱۹۰ متری کوه گراهام بلندترین کوه از رشته کوههای پیلانیو در جنوب شرقی ایالت آریزونای آمریکا قرار گرفته است.این تلسکوپ یکی از تلسکوپ های رصد خانه بین المللی کوه گراهام میباشد.
ین تلسکوپ دارای نیرویی محرکه برای تغییر وضعیت آینه های آن در تغییرات ناخواسته جوی میباشد که دید آن را در این شرایط بهتر میکند
تلسکوپ ال‌بی‌تی دارای یک تلسکوپ دوچشمی است که به اخترشناسان امکان میدهد تا کیهان را دقیق تر و در اعماق ژرف ‌تری جستجو کنند.در ساخت این تلسکوپ کشورهای ایتالیا و آلمان نیز همکاری داشته اند.

تلسکوپ ال بی تی

تلسکوپ ال بی تی

برخلاف بیشتر تلسکوپ‌های امروزی که حاوی یک آینه برای جمع‌آوری نور هستند، تلسکوپ دوچشمی متشکل از دو آینه ۸٫۴ متری است. قدرت تصویربرداری تلسکوپ ال‌بی‌تی در حدود ۱۰ برابر بهتر و واضح‌تر از تصاویر ارسالی از تلسکوپ فضایی هابل است.
در انتخاب محل قرار گیری این تلسکوپ نیز اختلاف هایی بین قبیله های آپاچی سن کارلوس و طرفداران محیط زیست با ساخت این تلسکوپ در کوه گراهام از رشته کوههای پیلانیو پیش آمد زیرا قبیله های آپاچی ادعا داشتند که این کوه مقدس است و طرفداران محیط زیست نیز معتقد بودند با ساخت این تلسکوپ در این کوه سنجاب های سرخ درختان کاج به خطر می افتند.ولی بالاخره پرژه با تصویب کنگره آمریکا در این اختلاف پیروز شد.

نمای داخلی تلسکوپ

نمای داخلی تلسکوپ

برای ساخت تلسکوپ ال‌بی‌تی حدود ۱۲۰ میلیون دلار آمریکا هزینه شده و عملی شدن طرح آن به دلیل مشکلات خاص در طراحی قطعات اپتیکی و ساخت آن در حدود ۲۰ سال طول کشیده است.
این تلسکوپ در اکتبر ۲۰۰۴ ادغام و نخستین سیگنال نوری با یکی از آینه های آن در ۱۲ اکتبر ۲۰۰۵ دریافت و کهکشان NGC 891 دیده شد.دومین آینه آن نیزدر ژانویه ۲۰۰۶ نصب گردید و در ژانویه ۲۰۰۸ تکمیل شد.
ریچارد گرین مدیر و گرداننده این تلسکوپ گفته:کهکشان NGC891 یک انتخاب خوب بود زیرا دارای منظره ای بسیار زیبا میباشد.

دانشگاه آریزونا اداره این تلسکوپ را بر عهده دارد.

کشف یک موجود عجیب الخلقه در سواحل نیویورک

موجود عجیب الخلقه


کشف لاشه یک حیوان عجیب آبزی در سواحل نیویورک باعث تعجب دانشمندان شد.


بر اساس این گزارش به نقل از دیلی تلگراف، این موجود وحشتناک احتمالا قرنها در قعر اقیانوسها زندگی کرده است.
محققین می گویند: هیچ انسانی تا به حال نظیر این موجود را ندیده است.


گفتنی است لاشه این حیوان عجیب ماه گذشته در سواحل نیویورک یافته شده بود.


این حیوان بدنی بدون مو و پوستی چرم مانند با دندانهایی تیز و چیزی شبیه یک منقار دارد.


جلسه شورای هماهنگی

با سلام

پنج شنبه ۸/۲/۹۰ ساعت ۳ جلسه شورای هماهنگی دانشجویان.

موضوعات :

* اردو بهاره ی کاشان

* مشکلات کمیسیون

* نشریه

اگه نظر یا انتقادی دارید حتما بیایید.

آدرس :دفتر انجمن بهبهانیان مقیم مرکز : خیابان آزادی- روبه روی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران-

ساختمان تجاری کاوه- طبقه ۴- واحد ۱۳۸-(اگه با اتوبوس تندرو میاین ایسگاه دکتر قریب پیاده شید.)

بیابان

صحرای بزرگ افریقا

صحرای بزرگ افریقا

 صحرای بزرگ افریقا

بیابان گبی

بیابان گبی

دشت لوت

دشت لوت

دشت کویر

مغز خود را تقویت کنید!

1 - کتاب بخوانید:

یک کتاب انتخاب کنید. کتابی با موضوعی کاملاً جدید. موضوعی که تاکنون در مورد آن اطلاعی نداشتید. هر هفته در یک موضوع جدید کارشناس و خبره شوید. با این کار نه تنها ورزش می‌کنید، بلکه به این همه ناشر و نویسنده ایرانی هم که بازاری برای فروش کتاب‌هایشان پیدا نمی‌کنند کمک می‌کنید.

2-  بازی کنید:

بازی راه بسیار خوبی برای مغز شماست که مهارت‌هایش را به امتحان بگذارد. سودوکو (جدول اعداد)، جدول کلمات، مکعبهای روبیک و بازی‌های الکترونیکی که این روزها در موبایل‌ها به وفور یافت می‌شوند، می‌توانند به بالا رفتن مهارت‌های مغز شما و تقویت حافظه‌تان کمک کنند.

این باز‌ی‌ها خودشان هم نوعی تفریح هستند. البته زمانی شما از این بازی‌ها بیشترین سود را می‌برید که روزی چند دقیقه با آنها وقت بگذرانید، نه ساعت‌ها.

3 -  از دست مخالفتان استفاده کنید:

هر از گاهی یک روز را اختصاص دهید قبه استفاده از دست مخالفتان.

اگر چپ دست هستید با دست راستتان در را باز کنید. اگر راست دست هستید تلاش کنید کلید را با دست چپ بچرخانید. همین کار ساده باعث می‌شود مغزتان راه‌های جدیدی ایجاد کند. ساعتتان را در دست چپتان ببندید تا یادتان بماند که از دست مخالفتان استفاده کنید.

4 -  شماره تلفن حفظ کنید:

این تلفن‌های امروزی هم گاهی دردسرند. در حافظه این تلفن‌ها می‌توان همه اطلاعات را ذخیره کرد. برای همین است که این روزها دیگر کمتر کسی شماره تلفن حفظ می‌کند، در صورتی که حفظ کردن شماره تلفن تمرین خیلی خوبی برای مغز است. هر روز یک شماره جدید یاد بگیرید.


5 - برای مغزتان غذا بخورید:

مغز شما به چربی‌های سالم نیاز دارد. روغن‌های ماهی، خشکبار، دانه‌های مغذی و روغن زیتون جزو این دسته از غذاها هستند. شروع کنید به خو.ردن این گونه غذاها و از خوردن چربی‌های اشباع شده پرهیز کنید.

6 - خرق عادت کنید:

اغلب مردم عادت‌هایشان را دوست دارند؛ وقت‌کشی‌ها و تفریحاتی که می‌توانند تا ساعت‌ها ادامه پیدا کنند. اما هرگاه چیزی تبدیل به طبیعت دوم انسان شد، دیگر مغز برای انجام آن انرژی نمی‌سوزاند.

اگر واقعا می‌خواهید مغزتان جوان بماند با عادت‌هایتان مبارزه کنید. درها را با دست مخالفتان باز کنید و دسرتان را قبل از غذا بخورید. همه این کارها باعث می‌شود مغزتان از خواب بیدار شود و دوباره دنیا را ببیند.

7 - از راه‌های متفاوت بروید:

به هر کجا که می‌خواهید بروید از راهی متفاوت و جدید بروید.همین تغییر کوچک در عادت‌های روزانه باعث می شود برای مغزتان در پیدا کردن مسیرها تمرین کند.

اگر همیشه از یک سمت خیابان راه می‌رفتید به سوی دیگر خیابان برودی. وارد مغازه‌های جدید شوید و خلاصه هر کاری که عادت‌های روزانه شما را می‌شکند انجام دهید.

8 -  یک مهارت جدید کسب کنید:

یادگیری یک مهارت کاری جدید باعث می‌شود بخش‌های مختلفی از مغز شما به کار بیفتد. با این کار حافظه‌تان هم وارد بازی می‌شود، شما مهارت‌های جدیدی یاد می‌گیرید که به شما کمک می‌کند کارهای متفاوت انجام دهید.

9 - فهرست تهیه کنید:

فهرست‌ها خارق‌العاده‌اند. تهیه فهرست به شما کمک می‌کند موارد مختلف را به هم پیوند دهید. فهرستی از همه مکان‌هایی که به آنها سفر کرده‌اید تهیه کنید. نام همه غذاهایی را که تاکنون چشیده‌اید روی کاغذ بیاورید.

از بهترین هدایایی که تا به حال دریافت کردید فهرست تهیه کنید. هر روز یک فهرست تهیه کنید تا حافظه‌تان شخم بخورد اما حواستان هم جمع باشد که خیلی به این فهرست‌ها تکیه نکنید. فهرست تهیه کنید اما بدون آن به خرید بروید. فهرست را وقتی استفاده کنید که هر چه به ذهنتان می‌رسید خریدید.

10 - یک تفریح جدید پیدا کنید:

یک مهارت جدید پیدا کنید که زیاد هم گران نباشد. عکاسی با دوربین دیجیتال، نقاشی، ساز زدن، روشی جدید در نوشتن می‌توانند گزینه‌های خوبی برای شما باشند.

اقیانوسی مثل نوشابه گازدار!

 
انسلادوس یکی از قمرهای زحل است که نه تنها دارای یک اقیانوس زیرزمینی است بلکه اکنون تازه ترین تحقیقات ناسا نشان می دهد که این اقیانوس همانند یک نوشابه گازدار کف می کند.

ناسا با کمک اطلاعات جمع آوری شده توسط کاوشگر زحل گرد کاسینی دودهایی از بخار آب، ذرات یخ و ترکیبات آلی را کشف کرد که بر روی سطح یخی انسلادوس همانند گاز نوشابه به بالا می جهیدند.

اولین بررسیهای کاسینی نشان می داد در این دودها که از سطح انسلادوس ساطع می شوند هیدروژن، کربن، اکسیژن، نیتروژن و هیدروکربورهای مختلف وجود دارند اما هیچ یک از نمکهایی که به طور معمول باید در یک اقیانوس حضور داشته باشند در میان این دودها پیدا نشد و تنها در سال 2009 بود که کاسینی توانست نشان دهد که آنها محتوی نمک هستند.

خطوط راه راه پلنگی بر روی انسلادوس که در اثر فوران آب کفدار به سطح این قمر ایجاد شده اند

دنیس ماتسون دانشمند ناسا در این خصوص توضیح داد: "نمکهای سدیم و پتاسیم و کربناتها در ذرات یخی دودها مسدود شده بودند. منشاء این مواد باید یک اقیانوس باشد."

کشف جدید کاسینی وجود شکافهایی را نشان می دهد که در آنها دما به 190 درجه کلوین (بیش از 83- درجه سانتیگراد) می رسد.

این دانشمند افزود: "دمای تا این بالا باید یک منشاء آتشفشانی داشته باشد. به نظر می رسد که این گرما از داخل به بیرون جریان یافته، بخشی از یخ زیر خاک انسلادوس را ذوب کرده و اجازه داده است که آب به بیرون فوران کند."

تصویری از نزدیک که کاوشگر کاسینی از فوران دودهای بخار آب که از سطح انسلادوس خارجی می شود تهیه کرده است

این دانشمندان با ارائه مدلی نشان دادند که چگونه محتویات یک اقیانوس زیرزمینی توانسته اند راه خود را از میان یخهای به قطر هزاران کیلومتر باز کنند و به سطح این قمر برسند.

ماتسون در این باره اظهار داشت: "بخش وسیعی از آب از کناره ها پخش می شوند و یک لایه نازک یخ به قطر حدود 300 فوت را گرم می کند. اما بخشی از این آب در مخازن زیرسطحی جمع می شود. به تدریج فشار در این مخازن افزایش می یابد و آنها را منفجر می کند. در اثر انفجار این مخازن یک حفره سطحی ایجاد می شود که از آن ذرات آب همانند زمانی که در یک بطری نوشابه گازدار را باز می کنیم به بیرون فوران می کند. زمانی که باقیمانده آب سرد شد، این تراوشات کف دار پایین می آیند و به اقیانوس باز می گردند و این فرایند از نو آغاز می شود."

نمای از نزدیک خطوط راه راه پلنگی سطح قمر زحل

براساس گزارش سایت ناسا، با وجود حل معمای خارج شدن آب کفدار از اقیانوس زیرزمینی انسلادوس، همچنان مسئله منبع گرمایی که این مکانیزم را آغاز می کند باقیمانده است.

معتبرترین فرضیه ای که در این مورد ارائه شده است این گرما را به جزر و مدهایی که تحت تاثیر نیروی گرانش زحل ایجاد می شوند نسبت می دهد. این جزر و مدها می توانند گرمای لازم برای ایجاد فرایندهای آتشفشانی را برای ذوب یخهای زیرزمینی تامین کنند.

(انجمن علمی زمین شناسی دانشگاه تهران)

آیا می دانستید؟!

۱.آیا می دانستید که در هر دقیقه نسل یک موجود زنده در جهان منقرض می شود؟

۲.آیا می دانستید اگر تار یک عنکبوت به کلفتی مداد به هم تنیده شود میتواند سنگینی یک هواپیمای بزرگ بوینگ را تحمل کند؟

۳.آیا می دانستید کرمها از بو می توانند بفهمند که شب است یا روز؟

۴.آیا می دانستید طبق آخرین تحقیقات موشها بر خلاف باور ها تمایل چندانی  به خوردن پنیر ندارند.ولی در عوض مواد غذایی شیرین و غلات  غذای مورد علاقه ی آنها میباشد؟

      

۵.آیا می دانستید فندک قبل از کبریت اختراع شده است؟

۶.آیا می دانستید طبق آخرین آزمایشها ۹۴٪ از اسکناسهای اسپانیایی  اثر مواد مخدر با خود دارند؟

۷.آیا می دانستید یک نوع میمون در ژاپن وجود دارد که زمان خوردن سیب زمینی با هر گازی  که به آن می زند سیب زمینی را به آب شور دریا می زند تا مزه ی بهتری داشته باشد؟

 

******************************************************************

این هم یه طنز علمی:!!!!

یه روز یه فیزیکدان یه شیمیدان و یه زیست شناس که شنا بلد نبودن برای اولین بار میرن به اقیانوس.

فیزیکدان میگه : من میخوام درباره ی فیزیک امواج تحقیق کنم و میپره توی آب  و دیگه برنمی گرده.

زیست شناس میگه :من میرم درباره ی گیاهان کف اقیانوس تحقیق کنم و اون هم به سرنوشت فیزیکدان دچار میشه.

شیمی دان چند ساعتی منتظر میشه و بعد توی دفترچه گزارشش مینویسه:

۱.آب دریا فیزیکدانها و زیست شناسها را در خود حل می کند...

 

امتحانات نزدیکه.....بخونید که به درد التماس دچار نشید دوستان :)

تصویری: التماس برای نمره
شاید برای خیلی هامون این اتفاق افتاده باشه...شاید
خب عزیز من توانایی نداری کسی مجبورت نکرده که.....
 
مگه استادا به هر کاغذی که سیاه باشه نمره میدن؟؟؟؟؟!!!!!!!
 
"مشکل روحی "رو داشته باشید
...ما را نیاندازید قبله عالم.....
 
اینو باش انگار دستور پخت غذا رو نوشته 
 
یکی نیست بگه بچه جون وقتی کشش نداری خودتو ضایع نکن دیگه
 
 
این یکی هم صداقتش منو کشته
 
 
این آخری عجب رویی داشته !!....لفظ قلمشوووو
.
.
.
.
.
.
.
البته دور از جون
 
و در آخر.....با آرزوی موفقیت

جلسه ی شورای هماهنگی

یه سلام گرم تو این هوای سرد زمستونی (چه زمستونی بابا؟!!!)

پنج شنبه طی یک جلسه دیداری داشتیم با گروه هیئت مدیره ی انجمن بهبهانیان مقیم تهران

(حدود بیست نفر از افراد پیشکسوت در این جلسه حضور داشتن)

در این جلسه من و آقای کاری به نمایندگی از انجمن دانشجویی هم حضور داشتیم.

و مختصری از برنامه های کلی انجمن رو در این جلسه ایراد کردیم...(آره می دونم جو این متن خیلی خشک و رسمی شد...خب حالا خودمونی تر می نویسم)

خلاصه داشتیم از برنامه های کوه و اردوهای فصلی و اردوهای فرهنگی و برنامه های فرهنگی از جمله حلقه های مطالعاتی و صندلی داغ!!! و وبلاگ و گروه یاهو و نحوه ی اطلاع رسانی و دیگه عرضم به حضورتون...آهان از همه مهمتر چیزی که الان توی راس برنامه هاست مجله یا نشریه ی دانشجویی صحبت کردیم به اسم پیرسیک (البته امیدوارم معنیش رو بدونید)که این یه قلم هنوز تو طرحه و به مرحله اجرا نرسیده(جو سد سازی شد حالا)...

که آقای مهندس پهلوانی  البته جا داره اینجا از ایشون تشکر کنیم که بعد از مدتها که به ایران برگشتن  در این جلسه حضور داشتن و اصرار داشتن که تشکیل این جلسات و رسیدگی به امور بهبهان در راس قرار بگیره همچنین همچنین همچنین! از برنامه ی شب یلدا بسیار خوشش اومده بود و بعد از ایراد صحبتهای بنده وآقای کاری داشتن برای افراد حاضر توضیح میدادن که دانشجوها مراسم خیلی جالبی داشتن از طرفه دیگه آقای مهندس امینی هم دربین حرفاشون اعلام کردن که حامی و مشوق فعالیتهای ما(دانشجوها)هستن.

و آقای مهندس موسوی نسب به خاطر سیستم اطلاع رسانی انجمن دانشجویی و جذب دانشجوها به انجمن تشکر کردن (که خب ما هم :خواهش میکنیم)

البته در این مورد باید از آقای بهادری به خاطر راه اندازی سیستم عضویت اینترنتی و همچنین آقای خوشرو به خاطر راه اندازی گروه یاهو تشکر کرد همچنین بقیه ی افراد در اطلاع رسانی.

در رابطه با نشریه یا مجله پیرسیک بحثی شد حول محورادغام مجله پیرسیک و نرگسزار یا مستقل بودن این دو در ضمن نظارت گروه هیئت مدیره بر مطالب پیرسیک که به امید خدا در جلسه ای که گروه  رابط بین انجمن دانشجویی و هیئت مدیره تشکیل خواهند داد بررسی میشه البته افراد این گروه شامل ۳تا ۵ نفر دانشجو و ۳ نفر از افراد هیئت مدیره خواهد بود که در جلسه ی آتی این افراد مشخص خواهند شد.

بحث دیگه همکاری دانشجویان برای up date سایت انجمن بود دانشجویانی که مایل به همکاری هستند افراد هیئت رییسه رو در جریان قرار بدن.

خیلی حرف زدم شاید همه ی مطالب رو ادا نکرده باشم ایشالا در پست های بعدی... 

به امید حق

عکس

جلسه معارفه (مهرماه ۸۹)

 

شاید بی بهانه!!!

یه سلام بی بهانه

یه سلام یعنی کجایید بابا؟!!

کسی نیست ؟!!

خب پس حالا که اومدم اجازه بدید فکر کنم ...مممم...

آهان!!! چه بهانه ای بهتر از این برای آپ کردن وبلاگمون

که اعیاد شعبانیه بر همه خجسته باد.

امیدوارم به تک تک آرزوهاتون برسید

همین

بای 

بزرگداشت معلم شهید دکتر شریعتی

۲۹ خرداد سالروز عروج ملکوتی دکتر شریعتی است چندین دهه از رفتنش می گذرد و ما فقط به نوشته های او دسترسی داریم و بس.

وصیت نامه دکتر !!! تا آنجا که توتنستم خلاصه کردم به طوری که در اصل متن خللی وارد نشود اما باز هم کمی طولانیست

اما در خواستم این است که تا آخد متن را بخوانید شاید ! دکتر شریعتی را بهتر از پیش بشناسیم...

وصیت نامه دکتر شریعتی

امروز دوشنبه سیزدهم بهمن ماه پس از یک هفته رنج بیهوده و دیدار چهره های بیهوده تر و شخصیت های مدرج ، گذرنامه را گرفتم و برای چهارشنبه جا رزرو کردم...

عازم سفرم و به حکم شرع ،در این سفر باید وصیت کنم. وصیت یک معلم که از هیجده سالگی تا امروز ، جز تعلیم کاری نکرده و جز رنج چیزی نیندوخته است ، چه خواهد بود؟ جز اینکه همه قرض هایم را از اشخاص و از بانکها با نهایت سخاوت و بی دریغی « تماما » واگذار می کنم به همسرم که از حقوقم ( اگر پس از فوت قطع نکردن) و حقوق اش و فروش کتابهایم و نوشته هایم و آنچه دارم و ندارم ، بپردازد...

من می دانستم که به جای کار در فلسفه و جامعه شناسی و تاریخ اگر آرایش می خواندم یا بانکداری و یا گاوداری ، امروز وصیتنامه ام به جای یک انشای ادبی ، شده بود صورتی مبسوط از سهام و املاک و منازل و و مغازه ها و شرکت ها و دم و دستگاهها که تکلیفش را باید معلوم می کردم و مثل حال « به جای اقلام » الفاظ ردیف نمی کردم......

فرزندم ! تو می توانی  « هر گونه بودن » را که بخواهی باشی ، انتخاب کنی. اما آزادی انتخاب تو در چهارچوب حدود انسان بودن محصور است. با هر انتخاب باید انسان بودن نیز همراه باشد وگر نه دیگر از آزادی و انتخاب سخن گفتن بی معنی است ، که این کلمات ویژه خداست و انسان و دیگر هیچ کس......

تو هر چه می خواهی باش ، اما آدم باش . اگر پیاده هم شده است سفر کن . در ماندن می پوسی . هجرت کلمه بزرگی در تاریخ « شدن » انسان ها و تمدن هاست . اروپا را ببین . اما وقتی ایران را دیده باشی ، وگر نه کور رفته ای ، کر باز گشته ای....

اما تو ، سوسن ساده مهربان احساساتی زیباشناس منظم و دقیق ، و تو ، سارای رند عمیق عصیانگر مستقل ! برای شما هیچ توصیه ای ندارم . در برابر این تند بادی که بر آینده پیش ساخته شما می وزد ، کلمات که تنها امکاناتی است که اکنون در اختیار دارم ، چه کاری می توانند کرد؟..........

و اما تو همسرم ، چه سفارشی می توان به تو داشت ؟ تو که با از دست دادن من هیچ کس را در زندگی کردن از دست نداده ای . نبودن من خلایی در میان داشتن های تو پدید نمی آورد ، و با این حال که چنان تصویری از روح من در ذهن خود رسم کرده ای ، وفای محکم و دوستی استوار و خدشه ناپذیرت به این چنین منی ، نشانه روح پر از صداقت و پاکی و انسانیت توست..........

آرزوی دیگرم این بود که یک سهم آب و زمین از کاهه بخرم به نام مادرم وقف کنم و درآمدش صرف هزینه تحصیل شاگردان ممتاز مدرسه این ده شود که در سبزوار تحصیلات شان را تا سیکل  یا دیپلم  ادامه دهند.....

و خدا را سپاس می گزارم که عمر را  به خواندن و نوشتن و گفتن گذراندم که بهترین « شغل » را در زندگی ، مبارزه برای آزادی مردم و نجات ملتم می دانستم  و اگر این دست نداد بهترین شغل یک آدم خوب ، معلمی است و نویسندگی  و من از هیجده سالگی کارم این هر دو...........

و آخرین وصیتم به نسل جوانی که وابسته آنم ، و از آن میان به خصوص روشنفکران و از این میان بالاخص شاگردانم که هیچ وقت جوانان روشنفکر همچون امروز نمی توانسته اند به سادگی ، مقامات حساس و موفقیت های سنگین به دست آورند ، اما آنچه که در این معامله از دست می دهند ، بسیار گرانبها تر از آن چیزی است که بدست می آورند. و دیگر این سخن لاادری فرنگی که در ماندن من سخت سهیم بوده است که « شرافت مرد همچون بکارت یک زن است . اگر یک بار لکه دار شد دیگر هیچ چیز جبرانش را  نمی تواند    

............................................................................

از دیده به جای اشک خون می آید

دل خون شده ، از دیده برون می آید

دل خون شد از این غصّه که از قصّه عشق

می دید که آهنگ جنون می آید

می رفت و دو چشم انتظارم بر راه

کان عمر که رفته ، باز چون می آید؟

با لاله که گفت حال ما را که چنین

دل سوخته و غرقه به خون می آید

کوتاه کن این قصه ی جان سوز ای شمع

کز صحبت تو ، بوی جنون می آید

 " دکتر علی شریعتی"  

 

درود می فرستیم به شریعتی بزرگ و عزیز و ۲۹ خرداد رو به همه

 اساتید دانشجویان و همه ملت ایران تسلیت می گم.

 


قدر دانی ویژه

سلام

نوبتی هم که باشه نوبت یه قدر دانی ویژه از هیئت رییسس.

 اون هم بعد از تلاش های زیادی که هیئت رییسه در راستای سازماندهی و نظم برنامه ها داشته .

افراد هیئت رییسه امسال:

۱.خانم ابو الحسن زاده

۲.آقای مهدی سعیدان

۳.آقای نوید خادمی مقدم

۴.آقای احمد رضا خوشرو

۵.آقای نوید علی بوری

از طرف همه ی بچه ها با یه دنیا آرزوی موفقیت

"خسته نباشید"

دومین حلقه ی مطالعاتی

یه سلام و علیک گرم خدمت دوستان عزیز

یه دمتون گرم حسابی خدمت بچه های پایه ی برنامه ها

بازم پست مربوط به حلقه ی مطالعاتی.

حقیقتش اینقدر که پست های اخیر مربوط به حلقه های مطالعاتی بوده که خودمم کلا گیج شدم.

اما باز هم مثل همیشه مامور و معذورم که این پست رو توی وب بزنم

 و به اطلاع دوستان عزیز برسونم که :

پنج شنبه ۳۰/۲/۸۹ (شروع ساعت : ۳)

 دومین حلقه ی مطالعاتی باموضوع (جامعه شناسی خودمانی)برگزار میشه.

این موضوع پیشنهاد آقای خادمی مقدمه.

{خیلی ببخشید جسارت نباشه بررسی می کنیم که درد و مرض ایران چیه که عقب مونده

 و جهان سومیه.

از خودمون شروع می کنیم نمی خوایم نظام ها و دولت های قبل و حال ایران رو ستایش کنیم

یا ببخشید گند بزنیم. بحث خودمونیه به عبارتی رعیتی! یا به قول امروزی ها مردمی}

مکان:دفتر انجمن بهبهانی های مقیم تهران و کرج

به آدرس: تهران- خیابان آزادی- روبه روی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران-

ساختمان کاوه- طبقه ۴- واحد ۱۳۸-(اگه با اتوبوس تندرو میاین ایسگاه دکتر قریب پیاده شید.)

حتما تشریف بیارید.

منتظریم 

           

---------------------------------------------------------------------------------------------

نتیجه حلقه مطالعاتی16 اردیبهشت

سلام دوستان

حلقه ی مطالعاتی ۱۶ اردیبهشت با موضوع

 "بحران های اجتماعی -مقاومت و زندگی "خیلی خوب برگزار شد

و با استقبال خوبی رو به رو شد.

این موضوع رو آقای سجاد حسینی فخر ارائه کردند.

که از ایشون تشکر می کنیم.

خیلی خیلی خیلی مههههههههههههم

 
 

حال گوگل را بگیریم

 

در اقدامی عجیب ، مترجم گوگل کلمه "خلیج فارس" را صرفا خلیج ترجمه می کند!!! همه به آدرس زیر رفته
http://translate. google.com/ #fa%7cen. ..A7%D8%B1% D8%B3
سپس روی لینک
Contribute a better translation
کلیک کنید و در آن کلمه صحیح یعنی
Persian Gulf
را وارد نمایید
به همه بگویید تا حال گوگل را بگیریم!!!

ارائه ی ترجمه بهتر:contribute a beter translation 

موضوع حلقه ی مطالعاتی 16 اردیبهشت تغییر کرد

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز:

موضوع حلقه ی مطالعاتی که قرار بود ۱۶ اردیبهشت با موضوع دکتر مصدق برگزار بشه ,

حالا همون تاریخ یعنی ۱۶ اردیبهشت اما با تغییر موضوع به یک موضوع داغ روز

 یعنی " بحران های اجتماعی , مقاومت و زندگی " برگزار خواهد شد .

فراموش نکنید ساعت ۳ روز پنج شنبه:دفتر انجمن بهبهانی های مقیم تهران و کرج

به آدرس: تهران- خیابان آزادی- روبه روی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران-

ساختمان کاوه- طبقه ۴- واحد ۱۳۸-(اگه با اتوبوس تندرو میاین ایسگاه دکتر قریب پیاده شید.)

حتما تشریف بیارید که مطمئنا بحث جالبی خواهد بود.

منتظریم

به مناسبت روز معلم

درسته که امروز روز معلمه و ما همه دانشجوییم

درسته که توی مدرسه نیستیم و توی محیط دانشگاهیم

درسته دیگه زنگ اول و دوم نداریم و تایم صبح و ظهر نداریم

اما یادمون نره که اگه استاد شدی اگه هنرمند شدی اگه آقای مهندس یا خانم دکتر شدی

اگه پژوهشگر یا دانشجوی نمونه شدی درسته خودت تلاش کردی

اما علم رو همون معلمی توی وجودت کاشت که کم کم داری فراموشش میکنی.

کسی که ماه پشت ابر رو از زبان اکرم و امین اینجوری توضیح داد(شب بود ماه پشت ابر بود...ادامشو تو بگو)

کسی که به ما یاد داد موقعی که تشنه میشی بابا ۱ لیوان آب میده و تو با صدایی تازه در راه علم تکرار کردی بابا آب داد.

کسی که به ما یاد داد بابا عرق می ریزه و نون در میاره تا تو با ذوق گفتی و نوشتی بابا نان داد(حالا نون سنگک یا بربر یا بلبلک یا تبدو  یا هر چی که دوست داری)

اما خودمونیم ها توی کتابهای دبستان هم حقوق زنان رو زیر پا می ذارن حالا این همه مامانا تلاش می کنن شب بیداری می کشن یه پدر بیامورز پیدا نشد لااقل بگه:مادر شام وناهار درست می کنه.

فقط یه جایی همت کردن از یک زن نوشتن اون هم شد کوکب خانم بدش هم پشت سرش گفتن رقاصه.آره همون زن پاکیزه

اما توی اون عالم بچگی هم این حرفای خاله زنکی بود .بیچاره کوکب خانم

زن به این پاکیزگی .مادر یه پسر خوب به اسم عباس

چی میگفتن؟ کوکب خانم یک زن پاکیزه و رقاصه (استغفرالله...)

ای بابا خیلی روده درازی کردم هر چی از اون دوران بگم کمه.الان دیگه کوکب خانم نیست...پترس خوابه و از هیچی خبر نداره...کبری هیچ تصمیم بزرگی برای زندگیش نگرفته...دهقان فداکار سردشه و خستس..... چی بگم که هر چی بگم کم گفتم .توی کتابا یه چیزی خوندم بزرگ که شدم چیز دیگه ای دیدم و درک کردم اگه شما هم حرفی دارید...بسم الله...

راستی اصل کاری رو فراموش کردم بگم:"روز همون معلم خوب مبارک"

خاطرات مدرسه

خاطرات مدرسه





خاطرات مدرسه

خاطرات مدرسه

خاطرات مدرسه

خاطرات مدرسه

خاطرات مدرسه

خاطرات مدرسه

خاطرات مدرسه

خاطرات مدرسه

خاطرات مدرسه
از یه مهربون : ....
دبستان که بودیم همیشه آرزو داشتیم گل های روی جلد کتابمون بیشتر بشه.
وقتی به 5 گل رسید حس غرور کردیم
سال بعدش دیدیم کتابمون هیچ گلی روی جلدش نیست

وای خدا جون من بازم گل روی کتاب می خوام

نشریه ی دانشجویی انجمن

 

باسلام خدمت دوستان عزیز :

اول جا داره که اززحمات هیئت رییسه وسایر دوستانی که با انجمن همکاری داشتن تشکر ویژه کنم.

وحالا نوبت به نشریه می رسه :

انجمن در راستای نشریه ی دانشجویی فعالیت خودش رو آغاز کرده.

(...که جای تبریک داره... )

و برای فعال کردن نشریه مثل سایر برنامه ها به همکاری دوستان عزیز نیاز داره.

طبق نظراتی که دوستان دادند امید داریم استقبال خوبی از نشریه بشه.

همکاری بچه ها در مقوله های مختلف و گسترده ای از جمله موارد زیر میتونه صورت بگیره :

علمی - فرهنگی ـ ادبی ـ هنری ـ اجتماعی ـ بهبهان ـ دانشجویی ـ خاطرات (که به نظر میرسه بخش جالبی باشه)

و همچنین عکاسی ـ کاریکاتور ـ صفحه آرایی ـ کارهای گرافیکی

و در هر زمینه ای که فکر می کنید مفید باشه .

منتظرهمکاری و ارائه ی ایده ونظرات از طرف دوستان عزیز هستیم.

در صورت تمایل به همکاری در نشریه می توانید

 به آدرس Navid070@gmail.com  میل بزنید

یا با جناب آقای نوید خادمی مقدم مسئول نشریه تماس بگیرید ۰۹۱۶۳۷۱۵۲۵۶

                                                                                       با تشکر

مروری بر خاطرات (از مهر88 تا اسفند88)

چقدر زود گذشت.........

چه خاطراتیبحث هامون,خنده هامون,کوهنوردی هامون,خستگی هامون,بساط صبحانه و ناهارمون

پانتومیم ها و شعرهای بهبهانی مون و جدیدا رپ,

وتوی غربت باهم بودن و یکی بودنمون و فراموش نکردن شهر و دیارمون

و در آخر عکسامون, تنها چیزی که از اون روزا و از اون لحظات برامون مونده.......

وهمه ی اون چیزهایی که گذشت......

اما خوش گذشت و می گذره و خواهد گذشت.امیدوارم هر سال بهتر و به یادموندنی تر از سال قبل بشه.

امیدوارم تک تک بچه ها برای ارتقاء و پیشرفت بهبهان تلاش کنند.

همراه با آرزوی موفقیت

Photo052

جلسه معارفه         ۸۸/۷/۲۴                                             

 

31072009455

گلابدره (۱)       ۸۸/۸/۱

 

کلکچال         ۸۸/۹/۲۷

 

شب یلدا         ۸۸/۹/۳۰

 

موزه نیاوران         ۸۸/۱۰/۱۱

گلابدره(۲)          ۸۸/۱۲/۷

دارآباد         ۸۸/۱۲/۱۴

باغ وحش ارم          ۸۸/۱۲/۲۱

 

برگشت به بهبهان(قبل از عید)اما از بازی های پانتومیم عکس نگرفتیم(حیف)۸۸/۱۲/۲۴

اگه بچه ها موافق باشن یکی دو عکس از هر اردو رو توی پست مربوطه می زنیم

و یک خاطره ی مختصر از هر کدوم.البته از سال ۸۹ به بعد....

نظرت چنن ؟?؟?؟?؟?؟?؟?

اخبار(با تاخیر)

دریک همایش از ۳۴ نفر از برترینهای کنکور (۸۸) بهبهان و حائز رتبه های زیر ۱۰۰۰ کشوری و منطقه ای  تجلیل شد.

رتبه های کسب شده در کنکور ۸۸ بهبهان:

۱۴ رتبه ی زیر ۱۰۰۰ کشوری

۱۴ رتبه ی زیر ۱۰۰۰ منطقه ای

و ۶ تا سهمیه شاهد

در مجموع ۱۱۷۳ نفر از قبول شدگان بهبهان:

۴۰ نفر در رشته ی حقوق

۳۵ نفر در رشته ی پزشکی

۲۸۷ نفر در رشته های مهندسی

پذیرفته شده اند.

بهبهان با ۷۲٪ قبولی رتبه ی اول را در استان به خود اختصاص داده است.

همچنین در کسب رتبه های زیر ۱۰۰۰ نیز باز هم رتبه ی اول را به خود اختصاص داده.

واین باعث افتخار ما بهبهانی هاست.

برنامه کوهنوردی انجمن

زمان:یکشنبه  ـ ۸۹/ ۱/ ۸

مکان:تنگ سولک (امیدوارم اشتباه ننوشته باشم)

برگزار می شود.

آوردن همراه مانعی ندارد.

برای تدارک برنامه به آمار دقیق نیاز داریم.در صورتی که قصد شرکت در برنامه دارید تعداد افرادی که همراه دارید را به شماره زیر اس ام اس بزنید.

۰۹۱۶۳۷۲۶۸۶۴

محل و زمان تجمع:رو به روی فرهنگسرای بهبهانیان ـ صبح ساعت ۶:۳۰(رسمی)

به دلیل بعضی از مشکلات مخابراتی و.... اس ام اس اردو به بعضی از دوستان نرسیده.پس لطفا برنامه را به هر کسی که میشناسید اطلاع بدید.

(در ضمن تنگ سولک خیلی قشنگه و آثار باستانی هم داره آخه من امروز اونجا بودم واقعا دیدنی بود پس بیاین تا ضرر نکنید)

بازم آرزو می کنم که خوش بگذره...

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

واین هم از عکس دسته جمعی که البته همه نیستن

IMG_0793

 

برنامه کوهنوردی انجمن

زمان:یکشنبه  ـ ۸۹/ ۱/ ۸

مکان:تنگ سولک (امیدوارم اشتباه ننوشته باشم)

برگزار می شود.

آوردن همراه مانعی ندارد.

برای تدارک برنامه به آمار دقیق نیاز داریم.در صورتی که قصد شرکت در برنامه دارید تعداد افرادی که همراه دارید را به شماره زیر اس ام اس بزنید.

۰۹۱۶۳۷۲۶۸۶۴

محل و زمان تجمع:رو به روی فرهنگسرای بهبهانیان ـ صبح ساعت ۶:۳۰

به دلیل بعضی از مشکلات مخابراتی و.... اس ام اس اردو به بعضی از دوستان نرسیده.پس لطفا برنامه را به هر کسی که میشناسید اطلاع بدید.

(در ضمن تنگ سولک خیلی قشنگه و آثار باستانی هم داره آخه من امروز اونجا بودم واقعا دیدنی بود پس بیاین تا ضرر نکنید)

بازم آرزو می کنم که خوش بگذره

نوروزتان پیروز

آیین بی همانند به یادگار رسیده از دوران پر افتخار

 پیش دادیان

                کیانیان

                           هخامنشیان

                                             و ساسانیان

را پاس می داریم و به تمام میهن مهر می ورزیم و به ابر مرد سرزمین کهن, کوروش بزرگ

 درود می فرستیم.

اگر سربه سر تن به کشتن دهیم               ***           از این به که ایران به تازی دهیم

خجسته باد جشن نوروز باستان

امروز روز ( پی ) است .

  pe 
   امروز ۲۳ اسفند برابر ۱۴ مارس روز بزرگی برای دانشمندان است . زیرا ۱۴/۳ یعنی عدد پی یکی از مشهورترین نسبت های ریاضی در جهان است .

عدد پی از عددهای ثابت ریاضی و تقریباً برابر با ۳٫۱۴۱۵۹ است. این عدد را با علامت π نشان می‌دهند. عدد پی عددی حقیقی و گُنگ است که نسبت محیط دایره به قطر آن را در هندسهٔ اقلیدسی مشخص می‌کند و کاربردهای فراوانی در ریاضیات، فیزیک و مهندسی دارد. عدد پی همچنین به ثابت ارشمیدس نیز معروف است.

در قرن نهم هجری دانشمند وریاضی دان ایرانی غیاث‌الدین جمشید کاشانی عدد پی راتا شانزده رقم اعشار محاسبه کرده بود به نحوی که تا صد و پنجاه سال بعد کسی نتوانست آن را گسترش دهد.

چهارشنبه سوررررررررررررررررررررررری

سایت رسمی نوروز 89 | www.9rooz.ir

بوته افروزی

در ایران رسم است که پیش از پریدن  آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت «گله» کپه می کنند.

با غروب  آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها  را آتش می زنند.

سایت رسمی نوروز 89 | www.9rooz.ir

در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های  افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند  و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی  می خوانند.

سایت رسمی نوروز 89 | www.9rooz.ir

زردی من از تو ، سرخی تو از من

غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا

ای شب چهارشنبه ، ای کلیه جاردنده ، بده مراد بنده

سایت رسمی نوروز 89 | www.9rooz.ir

خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود “زردی من از تو / سرخی تو از من”

سایت رسمی نوروز 89 | www.9rooz.ir

هر خانه زنی خاکستر را در خاک انداز جمع می کند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می کوبد و به  ساکنان خانه می گوید که از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.

سایت رسمی نوروز 89 | www.9rooz.ir

در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود  تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود می برد.

سایت رسمی نوروز 89 | www.9rooz.ir

ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانکار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط زیست دور و پاک می سازند. برای این که آتش آلوده   نشود خاکستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود  ببرد.

مراسم چهارشنبه سوری به آیین زرتشت برمی گردد.

امیدوارم چهارشنبه سوری شاد و بی خطری داشته باشید

برنامه بازگشت به بهبهان

سلام

بالاخره این هم برنامه ی بازگشت به بهبهان:

دوستان عزیز دوشنبه (۲۴/۱۲/۸۸) -ساعت ۵ عصر-ترمینال جنوب رو به روی تعاونی ۱۷ حضور داشته باشند.

افرادی که هزینه بلیط به حساب خانم داستانیان واریز کرده اند فیش بانکی رو فراموش نکنند.

در صورت هر گونه مشکل با این شماره ها تماس حاصل فرمایید:

آقای قاسمی              09163724106 

آقای خادمی مقدم       ۰۹۱۶۳۷۱۵۲۵۶

امیدوارم سفر خوش بگذره....

باغ وحش ارم

سلام

اسفند ماهه و به قول بعضی ها هوا این ور ,اون ور میشه وبه قول دوست یزدی من :

"اسفنده و سی فنه هر ساعتیش یه فنه" حالا اگه سراغ داری یه ضرب المثل بهبهانی معادل این ضرب المثل یزدی بگو؟؟؟؟؟؟؟......

کلاسها هم که هفته ی آینده کم کم تعطیل میشه(البته به همت دانشجویان طالب علم ایران)

حالا برنامه این هفته:

جمعه ۲۱/۱۲/۸۸ برنامه ی باغ وحش ارم رو در پیش داریم.محل تجمع مترو صادقیه. ساعت ۸:۳۰.ناهار در برنامه نیست و قبل ناهار برمیگردیم.

 

سلام

    سلام

           سلام.....

دوستان عزیز:

امروز عرش و فرش ستاره باران است .

عید بزرگ محمد مصطفی(ص) برگزیده خلق برهمگان مبارک.

بدویید بریید ستاره جمع کنید**********.

خبرخبرخبر

سلام .امیدوارم  هوای بهاری این روزا خوشحالتون کرده باشه.اول اسفنده اما صدای قدم های بهار رو هممون میشنویم که داره نزدیک میشه.

ترم جدید شروع شده واکثر بچه ها برگشتن تهران.خیلی ها هم دلشون بهبهان جامونده وبرگشتن(از جمله بنده ).راستی یادم رفت بگم انگار آسمون تهران صدامون رو شنید که خوشحال گفتیم:*بهبهان سبز شد*. حالا تا میتونه داره میباره. انگار میخواد فدرت نمایی کنه.با این صدای گرتوروقش دل آدم از جا کنده میشه اما خوش میگذره .ولی خودمونیم ها این یکی دو روز عجب بارونی بارید.من که واقعا سرحال شدم.(ما که حسود نیستیم .ایشالا تمام ایران اینجوری بارون بباره . حالا دیدی فردا صبح بلند میشی می بینی ایران سیل اومده!)

خب از حرفای حاشیه ای وکلیشه بگذریم بریم سر اصل مطلب البته با اجازه دوستان عزیز:

انجمن بهبهانی های مقیم تهران وکرج تصمیم گرفته دوباره فعال بشه. البته ایشون که فعال تشریف داشتن اما  به گوش ما رسیده که میخواد بترکونه.امیدواریم.اینطور که  توی جلسه هیئت رئیسه مطرح شد "قراره انجمن مثل چند سال پیش در زمینه های دیگه(علاوه بر برنامه های تفریحی) از جمله فرهنگی درست مثل وبلاگمون(بعداز ۱ سال)  up date بشه.

نکته ی دیگه ای که باید خدمتتون عرض کنم اینکه خیلی ها فکر می کنن انجمن صرفا یک نهاد تفریحیه درصورتی که بچه ها توی انجمن علاوه بر شرکت در برنامه های تفریحی می تونند سطح اطلاعات عمومی خودشون رو بالا ببرند و حتی مقاله ها و نشریه های علمی رو با نام و مشخصاتشون در وبلاگ ثبت کنند و....

حالاخبر:

اگه میخواین از برنامه ها ـ فعالیت ها و ویژگی های انجمن بیشتر مطلع بشید لطفا در جلسه ی توجیهی که در نیمه ی اول اسفند(احتمالا ۶ اسفند)برگزار میشه حضور داشته باشید.

یا علی

بهبهان سبز شد

سلام سلام سلاااااااااااااااام خدمت بچه های گل بهبهان .

نکته ی جالب اینجاست سلام به سرسبزی بهبهان.به زمستون پربرکتش به بهار زیبایی که درپیش داره.

بعداز چند سال بهبهان دوباره لباس سبز پوشید(امسال واقعا سال سبزی بود البته نه تنها برا بهبهان!)خوش به حال اونایی که با همه ی بارون های امسال با  زمین بهبهان سرود شادی خوندن .

خیلی وقتتون رو نمیگیرم .انشاالله که همگی بهار زیبایی در پیش داشته باشیم.

یک بار دیگه به همه ی بهبهانی ها به خاطر داشتن زمستون قشنگشون و بهار زیباترشون(بگوایشالا:ایشالا) تبریک عرض میکنم وبه بهبهان و بهبهانی ها افتخار میکنم.

یا علی

daryacheye chahmori

 

jadeye ghadime ahvaz

این روزها

امتححححححححححان

این روزا بحث داغ امتحاناته.یه عده امتحاناتشون تازه تموم شده که خوش به حالشون یه عده تازه شروع شده (که امیدوارم خدا بهشون صبر بده).در هر صورت هرکی در هر موقعیتی که هست امیدوارم موفق باشه.

 پرواز کن.......

بازکن بال و پرت را ای پرنده


ترس پرواز تو را می فهمم


راز چشمان پریشان تو را می دانم


جرأتی داشته باش، تا افق راهی نیست


تپش قلب تو را می شنوم


شعر پرواز تو را می خوانم


باز کن بال و پرت را و به فردا بنگر


من از امروز رهایی تو را میبینم...........

 

اهل دانشگاهم


روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم ، خرده پولي ، سر سوزن هوشي
دوستاني دارم بهتر از شمر و يزيد
دوستاني هم چون من مشروط
و اتاقي که که همين نزديکي است ،پشت آن کوه بلند.
اهل دانشگاهم !
پيشه ام گپ زدن است.
گاه گاهي هم مي نويسم تکليف،مي سپارم به شما
تا به يک نمره ناقابل بيست که در آن زنداني است،
دلتان تازه شود - چه خيالي - چه خيالي
مي دانم که گپ زدن بيهوده است.
خوب مي دانم دانشم کم عمق است.
اهل دانشگا هم،
قبله ام آموزش ، جانمازم جزوه ، مُهرم ميز
عشق از پنجره ها مي گيرم.
همه ذرات مُخ من متبلور شده است.
دزسهايم را وقتي مي خوانم
که خروس مي کشد خميازه
مرغ و ماهي خوابند.

استاد از من پرسيد : چند نمره ز من مي خواهي ؟
من از او پرسيدم : دل خوش سيري چند ؟
پدرم استاتيک را از بر داشت و کوئيز هم مي داد.
خوب يادم هست
مدرسه باغ آزادي بود.
درس ها را آن روز حفظ مي کردم در خواب
امتحان چيزي بود مثل آب خوردن.
درس بي رنجش مي خواندم.
نمره بي خواهش مي آوردم.
تا معلم پارازيت مي انداخت همه غش مي کردند
و کلاس چقدر زيبا بود و معلم چقدر حوصله داشت.
درس خواندن آن روز مثل يک بازي بود.
کم کمک دور شديم از آنجا ، بار خود را بستيم.
عاقبت رفتيم دانشگاه ، به محيط خس آموزش ،
رفتم از پله دانشکده بالا ، بارها افتادم.

در دانشکده اتوبوسي ديدم يک عدد صندلي خالي داشت.
من کسي را ديدم که از داشتن يک نمره10دم دانشکده پشتک مي زد.
دختري ديدم که به ترمينال نفرين مي کرد.
اتوبوسي ديدم پر از دانشجو و چه سنگين مي رفت.
اتوبوسي ديدم کسي از روزنه پنجره مي گفت «کمک»!
سفر سبز چمن تا کوکو،
بارش اشک پس از نمره تک،
جنگ آموزش با دانشجو،
جنگ دانشجويان سر ته ديگ غذا،
جنگ نقليه با جمعيت منتظران،
حمله درس به مُخ،
حذف يک درس به فرماندهي رايانه،
فتح يک ترم به دست ترميم،
قتل يک نمره به دست استاد،
مثل يک لبخند در آخر ترم،
همه جا را ديدم.

اهل دانشگاهم!
اما نيستم دانشجو.
کارت من گمشده است.
من به مشروط شدن نزديکم،

آشنا هستم با سرنوشت همه دانشجويان،
نبضشان را مي گيرم
هذيانهاشان را مي فهمم،
من نديدم هرگز يک نمره20،
من نديدم که کسي ترم آخر باشد
من در اين دانشگاه چقدر مضطربم.

من به يک نمره ناقابل10خشنودم
و به ليسانس قناعت دارم.
من نمي خندم اگر دوست من مي افتد.
من در اين دانشگاه در سراشيب کسالت هستم.
خوب مي دانم کي استاد کوئيز مي گيرد
اتوبوس کي مي آيد،
خوب مي دانم برگه حذف کجاست.
هر کجا هستم باشم،
تريا،نقليه،دانشکده از آن من است.
چه اهميت دارد، گاه مي رويد خار بي نظمي ها
رختها را بکنيم ، پي ورزش برويم،
توپ در يک قدمي است
و نگوييم که افتادن مفهوم بدي است !
و نخوانيم کتابي که در آن فرمول نيست.
و بدانيم اگر سلف نبود همگي مي مرديم!
و بدانيم اگر جزوه استاد نبود همه مي افتاديم!

و بدانيم اگر نقليه نبود همگي مي مانيم
و نترسيم از حذف و بدانيم اگر حذف نبود مي مانديم.
و نپرسيم کجاييم و چه کاري داريم
و نپرسيم که در قيمه چرا گوشت نيست
و اگر هست چرا يخ زده است.
بد نگوييم به استاد اگر نمره تک آورديم.
کار ما نيست شناسايي مسئول غذا،
کار ما شايد اين است که در حسرت يک صندلي خالي،
پيوسته شناور باشيم

سلام

عادت به معرفی خودم ندارم.مهم جمع گرممونه .برای شروع یا افتتاح فقط یک جمله:

سلام همشهری