لغتنامه دانشجویی!!

سلام!! با توجه به اینکه فصل امتحانات دانشگاهها هستش و یه عده ای دارن امتحان میدن!! یا به زودی امتحاناشون شروع میشه! (خوش به حال خودم که امتحان ندارم!!!) گفتم این لغتنامه رو که از وبلاگ بچه های دندون مشهد۸۸ گرفته بودم بذارم اینجا تا یاد و خاطره امتحان واستون زنده بشه!!!

 

تقلب:
يک سري اعمال ننگين در صورت با عرضه بودن واين کاره بودن شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمي دارد.نوعي هلو برو تو گلو که با توجه به درجه درايت و تيزي استاد ومراقبان مي تواند نوع هلويش از هسته دار وخاردار تا آب هلوباطعم موزونمره مفتکي متغير باشد.بيراهه اي که اتفاقا آخرش به هدف میرسداگر مناجاتها جواب بدهد ختم به خیرمي شود.يک نوع وسيله درس پاس کن نا مشروع و دريچه اي به سوي روشنايي..

شب امتحان:
شب ظلماني يلدا.شب مشکي دانشجو.شبي که در آن قيافه استاد و خجالت در بين همکلاسان رژه مي رود.در اين شب انسان تمام مصائب تاريخ بشر را به صور ت قلمبه و يکجا نوش جان مي کند.يک نوع زلزله در ميان ايام سال.شب چشمهاي پف کرده ودهان هاي کف کرده.شب رقص وپايکوبي کلمات جزوه وکتاب بر روي سسلسله اعصاب محيطي ومرکزي دانشجوشب تنهايي و سرد که بايد به بي کاري فکر کني

جزوه:
يک جور کاتاليزور که در صورت همکاري ابروبادومه وخورشيدواينا دانشجو را به سمت پاس شدن درس هل مي دهد همه علم بشري.چکيده دانش تاريخ مصرف گذشته استاد.وسيله اي که معمولا دانشجو با آن سر کار گذاشته مي شود.تنها شاهد ماجراي سوخاري شدن دانشجو در شب امتحان.قوت قلبي که عاقبت آفت قلب مي شود. شعار همه میشه به جایه اینکه چندین رفرنس بخوانید جزوه استاد رو یک بار بخوانید

مراقب:
موجودي ستم کار و ريا پيشه که متاسفانه چشم وگوش و باقي حواس را هم دارد. سيستمي که نقش دزدگيرمنازل را سر جلسه ايفا ميکند.گالري ضدحال.موجودي افسانه اي يک نوع تله موش زنده

روزامتحان:
روزي که درآن خورشيد طلوع نمي کند.زماني براي جفتک زدن اسب ها،لحظه اي که درآن دانشجومي خواهد سر به تن عالم و آدم نباشد.روز بد بياري.روزي که درآن نگاه ها عميق مي شوند.روزلبخندهاي استراتژيک.روزي که در آن دوست ودشمن با هم ودر کنار هم به قتلگاه می روند.روز سخت جدايي و نمونه اي از روز معاد روحاني معلوم نیست چرااستفاده از چادرودستمال کاغذی و........زیاد میشود!

نمره:
تبلور ميزان دانش،مهارت وپارتي بازي استاد،بهانه اي هميشگي براي اعتراض.وسيله اي که استادبا آن چه ها که نمي کند!و خلاصه نمره يعني اهداء آبرو تازه آنهم اگر نمره هاي قبلي چيزي به جا گذاشته باشند.

سؤال:
يک نوع شعورسنج استاد ودانشجو.کلمات نفرت انگيزي که به نوبت وتک تک مثل نيزه درچشم دانشجو فرو ميروند و لحظه به لحظه او را به عمق ناداني اش واقف تر مي کنند.لورفتن آنها به حماسه سازي دانشجويان منتهي ميشود.انواع مختلف آن از تشريحي تا تستي ضد حال و باعث اخم وبد وبيرا گويي منجر خواهد گشت.

استاد:
منبع علم،ژنراتوردانش،نيروگاه انسانيت،تبلوردانايي،کوه توانايي،مايه افتخارما،بابا تو ديگه کي هستي ترين موجود عالم،خودصفا،اندوفا،دارنده انواع واقسام شفا،ضدجفا،ياري گر ضعفا،معلم الخلفا ......

این روزها

امتححححححححححان

این روزا بحث داغ امتحاناته.یه عده امتحاناتشون تازه تموم شده که خوش به حالشون یه عده تازه شروع شده (که امیدوارم خدا بهشون صبر بده).در هر صورت هرکی در هر موقعیتی که هست امیدوارم موفق باشه.

 پرواز کن.......

بازکن بال و پرت را ای پرنده


ترس پرواز تو را می فهمم


راز چشمان پریشان تو را می دانم


جرأتی داشته باش، تا افق راهی نیست


تپش قلب تو را می شنوم


شعر پرواز تو را می خوانم


باز کن بال و پرت را و به فردا بنگر


من از امروز رهایی تو را میبینم...........

 

اهل دانشگاهم


روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم ، خرده پولي ، سر سوزن هوشي
دوستاني دارم بهتر از شمر و يزيد
دوستاني هم چون من مشروط
و اتاقي که که همين نزديکي است ،پشت آن کوه بلند.
اهل دانشگاهم !
پيشه ام گپ زدن است.
گاه گاهي هم مي نويسم تکليف،مي سپارم به شما
تا به يک نمره ناقابل بيست که در آن زنداني است،
دلتان تازه شود - چه خيالي - چه خيالي
مي دانم که گپ زدن بيهوده است.
خوب مي دانم دانشم کم عمق است.
اهل دانشگا هم،
قبله ام آموزش ، جانمازم جزوه ، مُهرم ميز
عشق از پنجره ها مي گيرم.
همه ذرات مُخ من متبلور شده است.
دزسهايم را وقتي مي خوانم
که خروس مي کشد خميازه
مرغ و ماهي خوابند.

استاد از من پرسيد : چند نمره ز من مي خواهي ؟
من از او پرسيدم : دل خوش سيري چند ؟
پدرم استاتيک را از بر داشت و کوئيز هم مي داد.
خوب يادم هست
مدرسه باغ آزادي بود.
درس ها را آن روز حفظ مي کردم در خواب
امتحان چيزي بود مثل آب خوردن.
درس بي رنجش مي خواندم.
نمره بي خواهش مي آوردم.
تا معلم پارازيت مي انداخت همه غش مي کردند
و کلاس چقدر زيبا بود و معلم چقدر حوصله داشت.
درس خواندن آن روز مثل يک بازي بود.
کم کمک دور شديم از آنجا ، بار خود را بستيم.
عاقبت رفتيم دانشگاه ، به محيط خس آموزش ،
رفتم از پله دانشکده بالا ، بارها افتادم.

در دانشکده اتوبوسي ديدم يک عدد صندلي خالي داشت.
من کسي را ديدم که از داشتن يک نمره10دم دانشکده پشتک مي زد.
دختري ديدم که به ترمينال نفرين مي کرد.
اتوبوسي ديدم پر از دانشجو و چه سنگين مي رفت.
اتوبوسي ديدم کسي از روزنه پنجره مي گفت «کمک»!
سفر سبز چمن تا کوکو،
بارش اشک پس از نمره تک،
جنگ آموزش با دانشجو،
جنگ دانشجويان سر ته ديگ غذا،
جنگ نقليه با جمعيت منتظران،
حمله درس به مُخ،
حذف يک درس به فرماندهي رايانه،
فتح يک ترم به دست ترميم،
قتل يک نمره به دست استاد،
مثل يک لبخند در آخر ترم،
همه جا را ديدم.

اهل دانشگاهم!
اما نيستم دانشجو.
کارت من گمشده است.
من به مشروط شدن نزديکم،

آشنا هستم با سرنوشت همه دانشجويان،
نبضشان را مي گيرم
هذيانهاشان را مي فهمم،
من نديدم هرگز يک نمره20،
من نديدم که کسي ترم آخر باشد
من در اين دانشگاه چقدر مضطربم.

من به يک نمره ناقابل10خشنودم
و به ليسانس قناعت دارم.
من نمي خندم اگر دوست من مي افتد.
من در اين دانشگاه در سراشيب کسالت هستم.
خوب مي دانم کي استاد کوئيز مي گيرد
اتوبوس کي مي آيد،
خوب مي دانم برگه حذف کجاست.
هر کجا هستم باشم،
تريا،نقليه،دانشکده از آن من است.
چه اهميت دارد، گاه مي رويد خار بي نظمي ها
رختها را بکنيم ، پي ورزش برويم،
توپ در يک قدمي است
و نگوييم که افتادن مفهوم بدي است !
و نخوانيم کتابي که در آن فرمول نيست.
و بدانيم اگر سلف نبود همگي مي مرديم!
و بدانيم اگر جزوه استاد نبود همه مي افتاديم!

و بدانيم اگر نقليه نبود همگي مي مانيم
و نترسيم از حذف و بدانيم اگر حذف نبود مي مانديم.
و نپرسيم کجاييم و چه کاري داريم
و نپرسيم که در قيمه چرا گوشت نيست
و اگر هست چرا يخ زده است.
بد نگوييم به استاد اگر نمره تک آورديم.
کار ما نيست شناسايي مسئول غذا،
کار ما شايد اين است که در حسرت يک صندلي خالي،
پيوسته شناور باشيم

سلام

عادت به معرفی خودم ندارم.مهم جمع گرممونه .برای شروع یا افتتاح فقط یک جمله:

سلام همشهری

خود معرفی!!!

سلام محمد جواد بهادری هستم مخلص همه بچه های گل بهبهان امسال وارد دانشگاه شده ام ولی هنوز دانشجو نشده ام!! (ترم بهمنی هستم) پزشکی دانشگاه شهید بهشتی

تو این 3 برنامه اخیر انجمن هم شرکت داشته ام  (اردوی کلک چال و شب یلدا و موزه نیاوران) و واقعا به اونایی که نیومدن میگم:!! جاتون خالی!! خیییییییییییییییلی خوش گذشت 

عکسها و فیلمهای این 3 اردو رو دوست عزیزم مهرداد خوشرو تو گروه یاهو گذاشته اند اگه عضوین که چه بهتر ولی اگه نیستین به مهرداد میل بزنین تا واستون دعوتنامه بفرسته!

خب فعلا روده درازی بسه!! امیدوارم موفق باشین همتون!!

سلام بچه ها

بعد از مدتهای زیادی دوباره برگشتیم. اول از اینکه این وبلاگ برا مدت تقریبا یه سال خاموش بود معذرت میخوایم. اما خاموش بودنش دلایلی داشته:

۱- بچه های نویسنده وبلاگ( یعنی من و آقای خسروانی) دیگه عضو هیئت رئیسه نبودیم و بچه های بعد از ما روش اطلاع رسانیشون غیر از وبلاگ بود.

۲- برنامه نداشتن انجمن به خاطر مشکلی بود که جلسه معارفه در ساختمان انجمن پیش اومد و تا آقای قاسمی تونست هیئت مدیره اصلی رو راضی کنه که بعد از این هم تو انجمن جلسه و برنامه باشه کمی طول کشید.

۳- هیئت رئیسه جدید از بچه هی جدیدی تشکیل شده بود که همشون به جز من امسال وارد دانشگاه های تهران شده بودند.

۴- قابل توجه آقایان و خانوم ها: " بی فایده"-"عصبانی" و " چی کار داری" !!!

ما نظرات بچه ها رو مورد توجه قرار میدیم به شرطی که حداقل اسمشون رو نوشته باشن. یا ایمیلشون رو گذاشته باشن! و ازشون میخوایم که هیجاناتشون رو کنترل کنند! ما خودمون خواستیم مسئولیت برنامه های انجمن  رو قبول کنیم. و از اینکه کسی بخواد تو این زمینه (هماهنگی و اطلاع رسانی) به ما کمک کنه خوشحال میشیم. پس به جای این حرفا خودتون هم فعال باشید.

۵- این مژده رو به بچه ها میدم که از بعد از امتحان های ترم برنامه های متنوع و بیشتری در انتظارتونه! مثل اردوی توچال... 

۶- از بچه هایی که میتونن موضوع مناسب و جذابی رو توی حلقه مطالعاتی ارائه بدن استقبال میکنیم. اگه موضوعی مد نظرتون هست توی نظرات بنویسید یا به من ایمیل بزنید.